شنبه دوم آبان 1388
تولدت مبارک
این روز را به همه عزیزان شادباش می گویم و از بابت این موضوع که پس از گذشت دو سال مابه واسطه این وبلاگ به هم نزدیکتر شدیم خوشحالم .
همواره شادو پیروز باشید.
این هم نخستین مطلب ثبت شده د ر ویلاگ :
چهارشنبه دوم آبان 1386
سلام به بچه های ریاضی دبیرستان امام رامسر (1369)
خیلی وقت بوددنبال جمع کردن بچه ها دور هم بودم که بالاخره یواش یواش با آرش و محمد وبهمن داریم بچه هارو تو فضای مجازی اینترنت دور هم جمع میکنیم
منتظر بقیه دوستان هستیم
تشریف بیارین خوشحال میشیم
چهارشنبه شبها ساعت ۲۲ تو یاهو مسنجرمنتظر دیدارتونیم
بهروز احمدخانی
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388
زمین خوردن برای بار سوم
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند، لباس پوشید و راهی خانه خدا شد، در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد، او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه بازگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد، در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت، یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد، در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید، مرد پاسخ داد: "من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم، مرد اول تشکر کرد و هر دو به طرف مسجد به راه افتادند، همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند، مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را شنید، مرد اول سوال کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: "من شیطان هستم"، مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد، شیطان در ادامه توضیح می دهد: "من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم"، وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید، من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم، و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید، به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید، من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید، بنا براین، خواستم تا از سالم رسیدن شما به مسجد مطمئن شوم.
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید، به تعویق نیاندازید، زیرا هرگز نمی دانید چه خیری ممکن است در پس سختی های انجام کار نهفته باشد، پارسایی شما می تواند خانواده و حتی قوم تان را نجات بخشد.
« ستایش خدایی راست بلند مرتبه »
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
پیام دالای لاما
1- به خاطر داشته باش که
عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به
خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3- این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای
4- به خاطر داشته باش دست
نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
5- اگر میخواهی قواعد بازی
را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
6- به خاطر یک مشاجرهی کوچک،
ارتباطی بزرگ را از دست نده.
7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران
آن خطا بردار.
8- بخشی از هر روز خود را به
تنهایی گذران.
9- چشمان خود را نسبت به
تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را
بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.
10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری
زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.
12- زیرساخت زندگی شما، وجود
جوی از محبت و عشق در محیط خانه و
خانواده است.
13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.
14- دانش خود را با دیگران در
میان بگذار. این تنها راه جاودانگی
است.
15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.
16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.
17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما
به هم سبقت گیرد.
18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
19- در عشق و آشپزی، جسورانه
دل را به دریا بزن.
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
مطالب آرش منو به دوران کودکی برد .وچه روزهای خوبی.و چه بازی های قشنگی و خوشا به حال ما که همواره بازیهای متنوع فیزیکی داشتیم و افسوس که امروز فرزندان ما بیشتر به بازیهای رایانه ای مشغول می شوند.
شاید کمی هم ما مقصر هستیم .
آرش جان یاد آوری بازیهای قدیم ُ برای من تلنگر خوبی بود که یک تجدید نظر در بازیهای فرزندانم داشته باشم.
بدرود
جمعه سوم مهر 1388
ممی شی لم را باید که دید
کوله ها را باید بستبندهارا باید که بست بندها راباید گسست! راه راباید که رفت کوه راباید شناخت رنگ سبزراباید که دید ازسبزها هم باید گذشت برخیز،رفتن سخت نیست راه دور نیست "ممی شی لم"نزدیک است اینجاست،در دل کوههای پاک آری "ممی شی لم"را باید که دید ناپاکی ها راباید دور ریخت آنجا جای ما نیست جای پای فرشته ها هنوز آنجاست "ممی شی لم"همیشه پابرجاست امروز باید رفت پاکی ها را باید که یافت راه را باید شناخت پرده شب باید درید تا صبح نور آب و "ممی شی لم "را دید امروز برخیز که فردا برای رفتن خیلی دیرست. *ممی شی لم نام چشمه ای زیبا در دل کوههای زیبای رامسر است.
|
جمعه سوم مهر 1388
در جستجوی نگاهی
|
با اجازه از اساتید بزرگ آقا سعید و آقا جواد. در جستجوی نگاهی
|
عشق من این است که روزیگر شده حتی واپسین روزچشمهایم را بدوزم در نگاهشدر نگاه پر زرازشتا که من هم پاک گردموز نگاهش شاد گردمدر نگاهش غرق گردمتا که در چشمان پاکشآخرین "بهروز"راهم ببینم. |

جمعه سوم مهر 1388
....
چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب كرد؟
او در جواب گفت :
در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فینال ... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من؟
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388
از خدا پرسید
خدا گفت ان را در خواسته هایت جستجو کن
و از من بخواه تا به تو بدهم
با خود فکر کرد و فکر کرد
اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم
خداوند به او داد
اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم
خداوند به او داد
اگر ..... اگر ....... و اگر........
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم
خداوند گفت باز هم بخواه
گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم
گفت بخواه که دوست بداری
بخواه که دیگران را کمک کنی
بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی
و او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند
و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد
رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا
خوشبختی اینجاست در نگاه و لبخند دیگران

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
۴۵ نکته از مدیران بزرگ دنیا
پنج درس از جان چمبرز (مدیر عامل سیسکو) درباره مدیریت رشد
۱) مشتری را در کانون فرهنگ سازمانی خود جای دهید. درآمد کارکنان سیسکو رابطه مستقیم با میزان خشنودی مشتری دارد.
۲) به یکایک کارکنان اختیار دهید. بهرهوری بالا میرود و ماندگاری افراد بهتر میشود.
۳) با تحول، شکوفا شوید.
۴) کار تیمی نیاز به ارتباط دو جانبه و اعتماد متقابل دارد.
۵) مشارکت نیرومند بسازید. تاکید رهبری سازمانی در این دهه، بر گسترش درونی تملکهای موثر، و ایجاد نوعی همزیستی بنگاهها در چارچوب مشارکت در یک مدل افقی است.
▪ پنج درس از جرگن شرمپ (مدیر عامل دیملر کرایسلر) درباره مدیریت ادغامهای بسیار کلان
۱) مواظب باشید خطرات تساهل بیش از حد باشید.
۲) از همان اول کار، موضوعات ناخوشآیند را به میان آورید.
۳) بسیار بهتر است سریع کارکنید.
۴) وقتی هوای تغییر از سر افراد بیفتد، خیلی بیشتر در برابر آن ایستادگی میکنند، تا هنگامی که انتظارش را دارند.
۵) روراست باشید، چون میدانید چه چیزی روح کارکنان را تازه میکند؟ صداقت. جداً میگویم. منظورم این است که هیچ کس در این دنیا انتظار صداقت ندارد.
▪ پنج درس از سانفورد ویل (یکی از دو مدیر عامل سیتی گروپ) درباره پیروزی ادغام
۱) در ادغام، بیش از حالت عادی، در تصمیمگیری شتاب کنید. این موجب میشود افراد خوب را از دست ندهید و در عین حال، همگان پیام شما را دریافت کنند.
۲) طرف مقابل و افراد آن را محترم دارید. با افراد صحبت کنید، در دسترس باشید، به پرسشهای آنان پاسخ دهید. اگر افراد به این باور برسند که کار شما در جهت خلق یک سازمان کارآمدتر با رشد سریعتر است، گمان میکنم خیلی بیشتر مایل باشند خود را برای تغییرات آینده آماده کنند.
۳) از اختیار خرید سهام و امتیازهای مشابه برای تشویق کارکنان به مالکیت کمک گیرید تا همه خود را جزیی از سازمان جدید به شمار آورند.
۴) وقتی میخواهید درباره افراد تصمیم بگیرید با آنها روراست باشید. بسیار مهم است که صداقت به خرج دهید و از همان اول کار، تصمیم خود را اعلام کنید.
۵) همسران را وارد موضوع کنید… این کار، نوعی احساس خانوادگی پدید میآورد … هر چه آنها درباره استراتژی شما، و درباره این که شرکت چه میخواهد بکند و دنبال چه هدفی است بیشتر بدانند، به گمان من پشتیبانی بیشتری از کل خانواده به دست میآید.
▪ پنج درس از تینا براون (مدیر و سردبیر مجله Talk درباره بازاریابی)
۱) به ذوق خود اعتماد کنید. من به همه گوش میدهم … اما معمولاً به خود بر میگردم، و میکوشم با فکر اولم ارتباط برقرار کنم.
۲) هویت دیداری نیرومند داشته باشید … کنار هم گذاشتن خرده ریز این و آن، دردی دوا نمیکند.
۳) مهمانی بدهید. در آغاز نشر یک مجله جدید، هرچه کار بشود کم است. دنیا بزرگ است. باید با آدمهای زیادی ارتباط برقرار کنید.
۴) در هزینه کردن و در بسته بندی کالا متفاوت باشید. ظرفیتهای جدید پیدا کنید. اگر سرمایه ندارید باید مایه داشته باشید.
۵) از ظرفیتهای موجود خود به شیوه متفاوت بهره گیرید. مثلاً از نویسندهها … راهش این است که ببینید چه چیزی آنها را سر ذوق میآورد … چنان برخورد کنید که حس کنند میتوانند درباره مطلب بنویسند که تا حالا نمیتوانستهاند.
▪ پنج درس از کوین رابرتس (مدیر عامل ساعتچی اند ساعتچی) درباره تبلیغ در شبکه جهانی
۱) یادتان باشد هیچ رسانهای جانشین دیگری نشده. صحبت یا این یا آن نیست. روزنامه و رادیو با آمدن تلویزیون از میدان به در نشدند، تلویزیون هم با آمدن اینترنت به در نخواهد شد.
۲) بنگاههای بزرگ حرف از ایجاد رابطه میزنند، نه فقط انتقال اطلاعات، تبلیغ در اینترنت باید افسونگر و احساس برانگیز باشد.
۳) بنگاههای تبلیغات اینترنتی و بنگاههای سنتی باید به کاری بپردازد که در آن خبرهاند.
۴) از بچههایی که به دات کامها پناهنده شدند با آغوش باز استقبال کنید. آنها زخمی، اما هوشیارتر برمیگردند.
۵) این قدر دنبال فناوری نباشید، شیفته اندیشه باشید. حرف الف نماینده الکترونیک نیست، نماینده احساس است.
▪ پنج درس از مایکل دل (مدیر عامل دل کامپیوتر) در ترقی صنعت خودرو
۱) برای کاهش هزینه ارتباطات میان قطعه آوران، تولید کنندگان، و نمایندگیهای فروش، از اینترنت کمک بگیرید.
۲) عملیات فرعی را به بنگاههای دیگر واگذار کنید.
۳) تحول را شتاب دهید، کارکنان را آماده پذیرش تغیر کنید.
۴) داد وستد از راه اینترنت را آزمایش کنید. ببینید هرگاه مشتریان، از راههایی که تا کنون سابقه نداشته اطلاعات مورد نیازشان را به دست آورند، چه پیش میآید.
۵) با کاهش دادن موجودی و داراییهای دیگر، ببینید چه سرمایهای آزاد میشود، توجه کنید که با آن چه میتوان کرد.
▪ پنج درس از جف بزوس (بنیانگذار و مدیر عامل بنگاه آمازون دات کام) درباره مدیریت زمان در جهان پرهیاهو
۱) سهشنبهها و پنچشنبهها جلسه نگذارید. فقط به کارهای خودتان برسید.
۲) روزمرهگی را بشکنید. به مغازهها سر بزنید. پایگاه اینترنتی خود را وارسی کنید. از روی دادههای ناگهانی پند بگیرید.
۳) تند کار کنید، کژیها را بعداً پیرایش نمایید. تنها لغزش مرگبار در اینترنت، کند بودن است.
۴) برای آگاهی از خواستههای مشتریان، از ایمیل زیاد بهره بگیرید.
۵) برای سپاس از دیگران وقت بگذارید. این، هیچگاه فوریترین کار شما نیست، اما در درازمدت ممکن است خیلی مهم باشد.
▪ پنج درس از تام فرستون (مدیر عامل MTV Network) درباره شکار جوانان گریزپا
۱) بازار پژوهی کلید کار است. آنچه در توان دارید انجام دهید.
۲) دنبال نسلی که بزرگ شده راه نیفتید. پیش باز آیندگان بروید.
۳) کارکنان جوان پرورش دهید که از جان و دل به کار علاقمند باشند.
۴) محیط کار را با نشاط کنید، تا راه ایدهها از پایین به بالا باز شود.
۵) خواست جوانان آمریکایی و آلمانی و چینی، متفاوت است. به سلیقههای محلی بپردازید.
▪ پنج درس از امیلی وودز (مدیر عامل J. CREW) برای دوام در بازار شلوغ
۱) مشکل مشتری را حل کنید
۲) از پیروزی یک کالا عنان از کف ندهید، باعث سرگردانی میشود. حتماً دوست ندارید بعد از یک سال با انبوهی از پوشاک یک رنگ، دست به گریبان باشید.
۳) از پوشاک کلاسیک رو نگردانید - آنها را از نو اختراع کنید. برای نمونه، ما سالهاست پالتو ضخیم و بلند را با پارچهها و رنگهای جدید عرضه میکنیم.
۴) با افراد معتمد کار کنید. حجم کار وقتی از اندازه معینی گذشت دیگر نمیتوان پای هر برگی را شخصاً امضا کرد.
۵) به روز باشید. مطالب به دردخور بخوانید، فیلم به دردخور ببینید، به موسیقی به دردخور گوش دهید، و با جوانترها دم خور باشید.
منبع: سایت مهندسی صنایع ایران
یکشنبه یازدهم مرداد 1388
...
مدتی بود که قلم را یارای نگاشتن نبود
و مرا توانی برای نوشتن
که خواندن تنها دلخوشیم بود !
به هر تقدیر
"ای دوست برتو سلام
برتو درود ای همکلاس روزهای سخت من
برتو سلام ای رفیق دوران مشقت های من
برتو درود ای یار دبستانی من

شنبه دوم خرداد 1388
بهروز وپارسا و پرهام در دشت گلهای شقایق(اطراف ابهر)

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
درسهایی از بیل گیتس
بیل گیتس فردی است كه موفقیت های چشمگیرش زبانزد خاص و عام است و می توان از تجربیات و نگرش های اندیشمندانه اش درس گرفت. او هفت اصل مهم زندگی که دانشآموزان در هیچ دبیرستانی فرا نمیگیرند، را بدین شرح بیان كرد :
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است سعی كنید با این حقیقت کنار بیائید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست و شما خودتان باید در بدست آوردن آن تلاش كنید. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما مبلغ فوقالعاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنكه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمتی در حد انتظارات خودتان برای كسب موفقیت های آینده تان بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن در یك شركت یا موسسه، متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون او دیگر امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد و در مقایسه با كاری كه انجام خواهید داد تنها منافع خود را مد نظر قرار می دهد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها یا خیلی از مشاغل ساده با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار "یک فرصت" برای آینده بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان فعال و پرشوری بودند و به قدری که اکنون شما تصور می كنید، ملالآور نبودند. چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
مارکوه از بیست متری
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
رانا دومین خودرو ملی ایران خودرو
این هم تصویر خودرو" رانا " دومین خودرو ملی ایران خودرو که درروز رونمایی آن در ساپکو
گرفتم.
واین یکی اولین خودرو یعنی سمند

دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
.....
و درود به سعید عزیز که همواره کوره وبلاگ را گرم نگداشته و به آرش که خود دستی در ساخت کوره دارد.و به همه عزیزانی که با حضور خود این محفل را استوار نگاه داشته اند.
از حضور کمرنگ در سال جدید عذر خواهی میکنم که دلیل عمده آن هم حجم فعالیتهای کاری زیاد در ابتدای سال بوده که انشاله دیگر تکرار نخواهد شد سعید جان.
از عکسهای زیبای سعید -آرش و حسن سپاسگذارم.
شادو پیروز باد.
دوشنبه دهم فروردین 1388
پیام تبریک اوباما به مناسبت نوروز
جالب اینکه وی در پایان این پیام به زبان فارسی، عید را تبریک گفت.
متن کامل پیام تبریک رئیس جمهور آمریکا به دولت و مردم ایران :
امروزمیخواهم بهترین آرزوهای خود را به همه کسانی که نوروزرا در سرتاسر جهان
جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت برای بودن در جمع دوستان و خانواده استفاده کنید.
من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.
نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به جامعه ای زیباتر و بهتر تبدیل کرده است.
اینجا، در ایالات متحده، دنیای خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است.
ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.
ولی برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره بوده است.
جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.
از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم.
با جمع شدن با دوستان و افراد خانواده، تبادل هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.
در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای امنیت برای فرزندان ما نهفته است.
اینها برای پیشرفت جوامع ما و آشتی میان ملتها و خانواده های ما امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.
من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.
پس این فصلی برای آغازی نو است.
ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعه جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.
شما نیز در برابر خود گزینه ای دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعه
بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به کمک جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهنده و معیار سنجش این بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت.
بزرگی، توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.
بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نوی شما، مایلم شما؛ مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای همکاری و تجارت.
این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن، شما و همه همسایه هایتان و در بعد وسیع تر جهان؛ می توانیم در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.
من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سعدی سالیانی پیش سروده به یاد آوریم:
"بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند."
فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همه ما در آن مشترکیم یکبار دیگر به ما یادآوری می کند که به روح متعالی توسل جسته و آغازی دوباره را بجوییم.
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.
متشکرم
دوشنبه دهم فروردین 1388
تبریک
آغاز سال نو را به همه دوستان تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید را با شادی و تندرستی آغاز کرده باشید .
من چهار روز نخست رادر رامسر بودم و از پنجم به کار مشغول شدیم.
از حضور پررنگ سعید و عکسهای زیبایش هم نهایت تقدیر را می نمایم.
شادو پیروز باشید
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
تبریک
با خوبی ها و بدی ها ُهر آنچه که بود برگی دیگر از دفترروزگار ورق خورد وبرگ دیگری از درختان زمان بر زمین افتادو سالی گذشت.
پیشاپیش فرارسیدن نوروز باستانی ُ یاد آور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم ُ بر شما و همه ایرانیان پاک پندار ُ راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.
همواره شاد و پیروز باشید
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
یک پیشنهاد جالب
امروز بایکی از همکارهای خوب و خوش ذوقمون آقای مهندس سیدپژمان دیباجی در خصوص طبیعت و حفظ آن صحبت می کردیم که ایشان پیشنهادات خوبی در این زمینه داشتند که دیدم خیلی جالبه و می توان به عنوان یک فرهنگ از آن استفاده و به سرسبزی میهنمون کمک کرد.در زیر دو پیشنهاد ایشان را می آورم:
۱-خوب است که همیشه در وسایل سفر و پیک نیک تعدادی هسته گردو و بادام و..به همراه داشته باشیم و در جایی که برای صرف غذا و یا عصرانه اتراق کرده ایم تعدادی از این هسته ها رادر دل خاک بکاریم .شاید سال بعد که به اونجا سر بزنیم رشد یک نهال کوچک راشاهد باشیم.
۲-خوبه تو بالکن کوچک خانه و یا حیاط خونه فرهنگ کاشت بذر درختان را به بچه ها مون با کاشتن بذر (هسته گردو -تخم نارنج-هسته آلبالو-هسته زردآلو و....)داخل ظروف بجا مانده از آبهابی معدنی ُآبمیوه ها و یا ظروف روغن و...با مقدار ی خاک آموزش بدیم.و پس از رشدکردن هسته و یاتخم ها در سفرهای آخر هفته در نقاطی که اتراق می کنیم آنها رادرون خاک بگذاریم|.
اگه بتونیم این فرهنگ زیبا را به همه ی آنهایی که می شناسیم هم منتقل کنیم.
به نظر شما چطوره؟
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
فرج اله صبا نویسنده اصلی نامه چارلی به دخترش
خونده شد و مردم کوچه و بازار با هر بار خوندن اون به لبخند غمگين چاپلين فکر کردن که جهاني از معنا رو در خود داشت . اگر بعد از اين همه سال بهتون بگن اين نامه جعلي است چي ميگين ؟؟! لابد عصباني ميشيد و از سادگي خودتون خنده تون ميگيره . حالا اگر بگن نويسنده واقعي اين نامه سي ساله که فرياد ميزنه اين نامه رو من نوشتم نه چاپلين و کسي باور نميکنه چه حالي بهتون دست ميده ؟ فکر ميکنيد واقعيت داره ؟ خيلي ها مثل شما سي ساله به فرج ا... صبا نويسنده واقعي اين نامه همينو ميگن : واقعيت نداره !!!!!
فرج ا... صبا نويسنده و روزنامه نگار کهنه کاري است . او سالها در عرصه مطبوعات فعاليت داشته و امروز ديگر از پيشکسوتان اين عرصه به شمار مياد .
.......... ماجرا برميگرده به يه روز غروب در تحريريه مجله روشنفکر .
فرج ا... صبا اينطور ميگه : " سي و چند سال پيش در مجله روشنفکر تصميم گرفتيم به تقليد فرنگي ها ما هم ستوني راه بيندازيم که در آن نوشته هاي فانتزي به چاپ برسد . به هر حال مي خواستيم طبع آزمايي کنيم . اين شد که در ستوني ، هر هفته ، نامه هايي فانتزي به چاپ ميرسيد . آن بالا هم سرکليشه فانتزي تکليف همه چيز را روشن ميکرد . بعد از گذشت يک سال ديدم مطالب ستون تکراري شده . يک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا اينقدر تکراري اند ؟ گفتند : اگر زرنگي خودت بنويس ! خب ، ما هم سردبير بوديم . به رگ غيرتمان برخورد و قبول کرديم . رفتم توي اتاق سردبيري و حيران و معطل مانده بودم چه بنويسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله اي که روي ميزم بود و در آن عکس چارلي چاپلين و دخترش چاپ شده بود . همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه اي از قول چاپلين به دخترش نوشتم . از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار مي آورد که زود باش بايد صفحه ها را ببنديم . آخر سر هم اين عجله کار دستش داد و کلمه "فانتزي" از بالاي ستون افتاد . همين شد باعث گرفتاري من طي اين همه سال . "
بعد از چاپ اين نامه است که مصيبت شروع ميشه :" آن را نوار کردند ، در مراسم مختلف دکلمه اش ميکردند ، در راديو و تلويزيون صد بار آن را خواندند ، جلوي دانشگاه آن را ميفروختند ، هر چقدر که ما فرياد کشيديم آقا جان اين نامه را چاپلين ننوشته کسي گوش نکرد . بدتر آنکه به زبان ترکي استانبولي ، آلماني و انگليسي هم منتشر شد .
حتي در چند جلسه که خودم نيز حضور داشتم باز اين نامه را خواندند و وقتي گفتم اين نامه جعلي است و زاييده تخيل من ، ريشخندم کردند که چه ميگويي ؟ ما نسخه انگليسي اش را هم ديده ايم !!!! "
بهرحال فرج الله صبا چوب خلاقيتش را مي خورد. چرا که اين نامه آنقدر صميمي و واقعي نوشته شده که حتي يک لحظه هم به فکر کسي نرسيده که ممکن است دروغين باشد.
دروغين؟ اسم اين کار را نمي شود جعل نامه گذاشت. مخصوصا آنکه نويسنده خودش هم تابحال صدهزار بار اين موضوع را گوشزد کرده است. اما واي از آن روزي که اين مردم بخواهند چيزي را باور کنند. اين را ، فرج اله صبا می گوید
پنجشنبه هشتم اسفند 1387
*غارهای دیدنی و تاریخی رامسر *
|
غارهای زیبا و دیدنی و تاریخی رامسر عبارتند از : غارگرگرلوکا: این غار دارای شیبی تند بوده و در منطقه صعب العبور از ارتفاعات کوه ایلمیلی با دیواره های صخره ای قرار دارد . لوکا به زبان محلی به سوراخ و شیار گفته می شود . این غار عجیب بسیار زیبا و دیدنی است . غار یاغی لوکا : غار یاغی لوکا دارای شیبی 95 درجه بوده که دهنه بالائی غار سه متر می باشد و حدود هزار متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در شمال غربی رامسر واقع است . غار بام بامه : این غار در جنوب هتل و جنوب غربی محله رمک در میان جنگلهای پوشیده از درختان کهنسال در فاصله دویست متری دامنه کوه قلعه بند قرار گرفته است .دهانه آن بشکل مثلث بوده و حدود 40 متر عمق دارد و احتمالا در گذشته محل اختفای اشیای با ارزش و عتیقه بوده است . غار بام بامه دیدنی , ترسناک و از عجایب رامسر محسوب می شود . غار شب پره چال : این غار به علت وجود شب پره ( خفاش ) فراوان و آویزان در داخلش به این نام معرف شده است و می گویند راه مخفی قلعه های اطراف بوده است . غار شب پره چال هم زیبا و دیدنی است به شرطی که از خفاش ها نترسید . |
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
اطلاعات پزشکی
وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.
دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند
و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.
چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در
گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که
ژولی را به بیمارستان برده اند.
خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان
فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی
A..V.C (Accident vasculaire cöébral )
تشخیص دادند.
چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید
یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید:
بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی
رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را
در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند
امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار
زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه
بود و این عمل بسیار ساده است.
پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص
حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از
سه ساعت باید شخص را به پزشک رساند.
متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می
تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن
پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان
اکنون زنده بود..
1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.
2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.
3ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند..
مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید
فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول
مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در
جریان گذارد.
جمعه هجدهم بهمن 1387
يه داستان خيلي كوتاه و جالب ....
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی .
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد . پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است .
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم "
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه .
چهارشنبه نهم بهمن 1387
نامه اوباما به دخترانش: "لبخندتان قلبم را گرم می کند"
خبرنامه گویا - روز سه شنبه ی آینده، باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمین رییس جمهور امریکا سوگند خورد. به خاطر این واقعه ی تاریخی، مجله [PARADE] از رییس جمهور منتخب که مردی خانواده دوست است خواست تا آن چه را برای دخترانش می خواهد در نامه ای بنویسد. در اینجا این نامه را می خوانید:
مالیا و ساشا ی عزیز،
می دانم که در دو سال گذشته روزهای خوشی را در کمپین تبلیغاتی پشت سر گذاشته اید، به پیک نیک و اجتماعات مردمی رفته اید، و هر نوع خوراکی ای که شاید من و مادرتان نباید اجازه می داده ایم خورده اید. اما می دانم که همیشه هم برای شما و مادرتان آسان نبوده است، و هرچه قدر هم که برای سگ جدیدتان هیجان زده هستید، جبران تمام زمانی که از هم جدا بوده ایم را نخواهد کرد. می دانم که در این دو سال چیزهای بسیاری را از دست داده ام، و امروز می خواهم به شما کمی بیشتر در این باره بگویم که چرا تصمیم گرفتم خانواده مان را راهی این سفر کنم.
وقتی مرد جوانی بودم، فکر می کردم تمام زندگی درباره ی من است – این که چطور راهم را در دنیا پیدا خواهم کرد، موفق خواهم شد، و چیزهایی را که می خواهم به دست خواهم آورد. اما پس از آن شما دو نفر با تمام کنجکاویها و شیطنت هایتان پا به دنیای من گذاشتید. با آن لبخندهایی که همیشه قلبم را گرم و روزم را روشن کرده اند. و ناگهان، تمام نقشه های بزرگی که برای خودم داشتم دیگر چندان مهم نبودند. به زودی دریافتم که بزرگ ترین لذت زندگیم، لذتی بود که در زندگی شما می دیدم. و فهمیدم که زندگی ام ارزش چندانی نخواهد داشت مگر این که بتوانم مطمئن باشم که شما تمام فرصت های خوشحالی و خرسندی را در زندگی تان داشته اید. دخترانم، در نهایت این چیزی بود که به خاطرش نامزد ریاست جمهوری شدم: به خاطر چیزهایی که برای شما و تمام کودکان این ملت می خواهم.
می خواهم تمام کودکانمان به مدرسه هایی بروند که توانایی آموزشی آن ها را داشته باشد- مدارسی که آن ها را به چالش بخواهد، به آن ها الهام دهد، و حسی از شگفتی درباره ی دنیای اطرافشان به آن ها تزریق کند. می خواهم شانس این را داشته باشند که به دانشگاه بروند- حتی اگر پدر و مادرشان ثروتمند نیستند. و می خواهم که شغل های خوبی داشته باشند: شغل هایی که درآمد خوبی دارند و مزایایی مانند بیمه به آن ها می دهند، شغل هایی که به آن ها این اجازه را می دهند که با کودکانشان وقت بگذرانند و با وقار بازنشسته شوند.
می خواهم مرزهای اکتشافات را گسترش دهیم تا شما بتوانید تکنولوژی و اختراعات جدیدی را ببینید که زندگی مان را بهتر و سیاره مان را پاکیزه تر و امن تر می کنند. و می خواهم مرزهای انسانیت را گسترش دهیم تا به چیزی فراتر از مرزبندی های نژادی، منطقه ای، جنسی و مذهبی برسیم که ما را از شناخت بهتر یکدیگر باز می دارد.
گاهی باید مردان و زنان جوانمان را به جنگ و موقعیت های خطرناک بفرستیم تا از سرزمینمان محافظت کنیم- اما وقتی چنین کاری کردیم، می خواهم مطمئن باشم که تنها به دلیل خیلی موجهی بوده است، این که تلاش کنیم تا اختلاف هایمان با دیگران را با آرامش و صلح حل کنیم، و هر آنچه از دستمان بر می آید انجام دهیم تا از زنان و مردان ارتش مان محافظت کنیم. می خواهم تمام کودکان بدانند که نعمت هایی که این امریکایی های شجاع برای آن می جنگند ارزان به دست نیامده است- که امتیاز ویژه ی شهروندی این سرزمین مسئولیت فراوانی با خود به همراه دارد.
این درسی بود که وقتی هم سن و سال شما بودم مادربزرگتان به من آموخت، سطرهای آغازین بیانیه ی استقلال را برایم خواند و از مردان و زنانی گفت که برای برابری راهپیمایی کردند زیرا باور داشتند که کلماتی که دو قرن پیش در آن بیانیه آمده باید معنایی داشته باشد.
او به من کمک کرد تا بفهمم که امریکا کشور بزرگی ست نه به خاطر بی عیب بودنش بلکه به این خاطر که همیشه می تواند بهتر شود- و این که کامل کردن کار ناتمام بی نقص کردن اجتماع مان به عهده ی تک تک ماست. این مسئولیتی است که به فرزندانمان منتقل می کنیم، با هر نسل جدید به امریکایی که می خواهیم نزدیک تر می شویم.
امیدوارم هر دوی شما این کار را در دست بگیرید، غلط هایی که می بینید را درست کنید و تلاش کنید فرصت هایی که خود داشته اید را به دیگران بدهید. نه فقط به خاطر این که مجبور هستید تا چیزی به کشوری برگردانید که چیزهای فراوانی به خانواده ی ما داده است- هرچند چنین تعهدی دارید. اما به خاطر این که به خودتان تعهد دارید. زیرا تنها زمانی که خود را به چیزی بزرگتر از خودتان متصل می کنید، پتانسیل واقعی خود را در می یابید.
این چیزهایی ست که برای شما می خواهم- این که در جهاتی رشد کنید که هیچ محدودیتی برای رویاهایتان وجود ندارد و چیزی نیست که نتوانید به آن دست پیدا کنید، این که زنانی دلسوز و متعهد باشید که به ساختن چنین دنیایی کمک می کنند. و می خواهم تمام کودکان تمام فرصت هایی که شما برای یادگیری، رویاپردازی و رشد کردن در اختیار داشته اید، داشته باشند. به این دلیل است که خانواده مان را راهی چنین ماجراجویی بزرگی کردم.
به هر دوی شما افتخار می کنم. بیش از آن چه که بدانید دوستتان دارم. و هر روز به خاطر صبر، وقار، مهربانی و شوخ طبعی تان متشکرم و این در حالیست که خود را برای شروع زندگی جدیدمان در کاخ سفید آماده می کنیم.
با عشق، پدر
شنبه بیست و هشتم دی 1387
target="_blank">
border="0" height="150" width"200" title="تصویر-یک-گل-از-گلهای-محوطه-کارخانه" alt="تصویر-یک-گل-از-گلهای-محوطه-کارخانه">
target="_blank"> border="0" height="150" width"200" title="کتیبه-بیستون" alt="کتیبه-بیستون">
پنجشنبه دوازدهم دی 1387
|
سخنی از نلسون ماندلا
12 دی 87 - 10:37
|
|
از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی!
حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران...
زلال كه باشى، آسمان در توست
نلسون ماندلا |
چهارشنبه یازدهم دی 1387
نامه ابراهام لینکلن
به معلم پسرش
به پسرم درس بدهيد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها
صادق نيستند ،
اما به پسرم بياموزيد،
كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم
وجود دارد .
به او بگوييد ،
به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر
جوانمردي هم يافت مي شود .
به او بياموزيد ،
كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ،
اما به او بياموزيد،
اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن
است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد .
به او بياموزيد،
كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت
ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد .
به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد، به او نقش موثر كتاب در
زندگي را آموزش دهيد .
به او بگوييد،
تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل
آسمان دقيق شود .
به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا
پرواز مي كنند ، دقيق شود
.
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين
است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد.
به پسرم ياد بدهيد،
با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن
كش باشد .
به او بگوييد،
به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه
بر خلاف او حرف بزنند .
كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به
نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج
اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك
ريختن خجالت نكشد .
شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري
براي دل بي معناست .
كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق
مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا
بجنگد .
دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد .
بگذاريد كه او شجاع باشد،
به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد
توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد
بكنيد ،
پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.
شنبه هفتم دی 1387
درود بر همه
چندی است که در وبلاگ کم می نویسیم کم حاضر می شویم وکم برای هم نظر میگذاریم
اما این "کم"ها از دوستی هامان نخواهد کاست
و بیش از پیش ما را به هم نزدیک خواهد کرد
در این روزها که دیگر نه برای پتروس (آن پسر فداکار )حوصله ای برا ی فداکاری هست و نه برای ریز علی فراقی برای تحمل سرما برای نجات دیگران
هنوز انسانهای بزرگی یافت می شوند
به پاس دوستی دیرینه
درود بر همه
چهارشنبه چهارم دی 1387
.....بازگرد
تقدیم به همه دوستان گل خصوصا شاعر گرانقدر کلاسمان" آقاسعید"
اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بو
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
شنبه سی ام آذر 1387
از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند
- ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم :
1 -
قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند .

دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .

چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند .

بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .

سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .

در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد . یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .

انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .
این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
عید غدیر
خصوصا دوستان سید بزرگوار کلاس.
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
زندگی ...
زندگی را باید مانند سیب تازه و سرخ در نهایت لذت و اشتها دندان گرفت و شهد آن را نوشید.زندگی همواره به ما وفادار خواهد بود.
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387
**جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته ميمانند، ميشكنند
**ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس
**شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد. زرتشت
**ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
**روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.
**بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي مي رويد.
**وقتي كه زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه كه درياي آروم، ناخداي قهرمان نميسازه.
**اي صميمى اي دوست
**گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي. اي قديمي اي خوب
**تو مرا ياد كني يا نكني، من به يادت هستم.
**آرزويم همه سرسبزي توست.
**دايم از خنده، لبانت لبريز
**دامنت پر گل باد.
**برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
**بنگر که تو چگونه می افتی
**آدم ها را از انچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره انها مي گويند.
**فریدریش نیچه : 'آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.
**چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.
**از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.
**آن چه هستي هديه خداوند به توست و آن چه مي شوي هديه تو به خداوند.
**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **
**وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.....
دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است- دكتر علي شريعتي **
**اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (کورش کبير)
**نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند کروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
**چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده
**موفق كسي است كه با آجرهايي كه بطرفش پرتاب مي شود، يك بناي محكم بسازد.
**تمدن جديد زن را كمي عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندي مرد، بر رنج زن افزوده است.
**شکسپير:عشق مثل آبه، مي توني تو دستات قايمش کني ولي يه روز دستاتو باز مي کني مي بيني همش چکيده بي اينکه بفهمي دستت پر ازخاطرست.
**زندگي مثل پياز است كه هر برگش را ورق بزني اشكتو در مي ياره.
**پيچ جاده، آخر راه نيست مگر اينكه تو نپيچي.
**دكتر شريعتي: لحظه هاراميگذرانديم تابه خوشبختي برسيم غافل ازاينكه خوشبختي درآن لحظه هابودكه گذرانديم.
**انيشتين: اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت.
**تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.
** نصیحت حضرت مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)
وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه)
**چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
**اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند وزنان گذشته را بخاطر مي آورند.
- زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.
عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است.
**عجب معلم سختگیري است اين طبيعت که اول امتحان ميگيرد بعد درس ميدهد.
**به پسران در کودکي شير سگ دهيد، شايد در بزرگي وفا بياموزند. شکسپير
**زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه
یکشنبه دهم آذر 1387
سلام به همه
با عذر خواهی از همه عزیزان به دلیل حضور کمرنگم در وبلاگ .
به دلیل وجود مشغله کاری زیاد در هفته های اخیر نتونستم مطلبی بنویسم.
امیدوارم همه دوستان تندرست و شاد باشند و در کنار خانواده های مهربونشون روزگار به کام باشد.
چند دقیقه قبل با نادر عباسی صحبت کردم که قبل از معرفی منو بجا نیاوردو قول داد به وبلاگ سر بزنه.
خاطره روز سوم آبان برای من و خانواده ام خیلی جالب بود و امیدوارم بتونیم درماههای آینده با تعداد بیشتری دور هم جمع شیم.
با آرزوی بهترین لحظات
دوشنبه بیستم آبان 1387
درک شرایط فعلی اقتصادی جهان
شما کمک کند:
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستاییها اعلام
کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستاییها هم
که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتنشان
کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۱۰ دلار از آنها خرید ولی با کم شدن
تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد اینبار
پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۲۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط
روستاییها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و
کمتر شد تا روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ
کشتزارهایشان رفتند. این بار پیشنهاد به ۲۵ دلار رسید و در نتیجه تعداد
میمونها آنقدر کم شد که به سختی میشد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
اینبار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۵۰ دلار خواهد داد
ولی چون برای کاری باید به شهر میرفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از
طرف او میمونها را بخرد. در غیاب تاجر، شاگرد به روستاییها گفت: «این
همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به ۳۵ دلار به شما خواهم فروخت
تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۵۰ دلار به او بفروشید.» روستاییها
که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و
تمام میمونها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و
شاگردش را ندید و تنها روستاییها ماندند و یک دنیا میمون!...
به والاستریت خوش آمدید .....
دوشنبه ششم آبان 1387
یه روزی خوب
اون روز هیچ گاه از ذهن من پاک نخواهد شد
روزی که با انتظار سر کوی توساسان شروع شد و یکی یکی دوستان اومدن و چه لحظات شیرینی بود.و بعد دیدار با یک دوست قدیمی" استادی گرانقدر برای شهرمان رامسر....استاد نوری"و بعد دیدار خانواد هاو ثبت لحظاتی که خیلی زود پایان یافت .......راستی اون روز چقدر زود تموم شد!!!
برای شما هم همینطور بود؟
شاد و پیروز باشد
به امید دیداری دیگر با جمعی بیشتر
چهارشنبه یکم آبان 1387
هوای جمعه 3آبان آفتابی باکمی ابر
Cloudy
- Feels Like:
- 66°
- Barometer:
- 30.12 in and falling
- Humidity:
- 88%
- Visibility:
- 6.21 mi
- Dewpoint:
- 63°
- Wind:
- S 5 mph
- Sunrise:
- 6:22 am
- Sunset:
- 5:21 pm
66°
High: 67° Low: 62°
| Tonight | Tomorrow | Fri | Sat | Sun | 6-10 |
|---|
| Tonight | Tomorrow | Fri | Sat | Sun | 6-10 Day |
|---|---|---|---|---|---|
|
Rain |
Rain |
Partly Cloudy |
Partly Cloudy |
Showers |
Extended Forecast |
| High: 69°
Low: 61° |
High: 67°
Low: 62° |
High: 68°
Low: 61° |
High: 71°
Low: 61° |
High: 68°
Low: 60° |
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387
سلامی دیگر
بالاخره بعد از روزها انتظار ۳ آبان نزدیک شد و کمتر از ۵روز دیگر دیدارها تازه خواهد شد.
امیدوارم همه با برنامه ریزی بتوانیم در این روز در رامسر حضور یابیم و روزی خاطره انگیز را رقم نهیم.
به امید دیدار
بدرود
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
شعری از دوست عزیز آقای جمشیدنژاد
و هنوز صدای ابر دلتنگی
غرور خاک را می شست
میان سوزه آه و غم
گلی پرپر سرود عاشقی می خواند
دو کفتر از غروب رازقی گفتند
آب می آمداز فرود هر قطره
آسمان پهنای دشت را می باريد
همه افسون این باران
باد می آمد از هر سو
در این غوغای تـنهایی
درخت پیر جنگل ها غروب را آه می کرد
به یاد آن گل سرخی که روزی مال او بوده
به زیر شاخه ی پهنش که آنر ا سایبان می کرد
همه گنجشگکان شادان
برای تک گل او می خواندند
بهار با عطر گل می آمد
و حالا
تن او خسته از باران
دگر گلبرگ سرخ معشوقش پژمرده
در این پاییز بی برگی
و باز آسمان غرشکنان برای دلتنگی عاشق
گریه سر می داد
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
اعجاز اعداد در قرآن
| آقای دکتر طارق الشیودان اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، به شرح زیر داشتهاند: برابری یک چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد! مثال: برابری مرد با زن. هر چند این نکته از لحاظ دستور زبان عجیب مینماید، لیکن آنچه برابر مجموع آیات قرآن مجید آشکار میگردد این است که: کلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است . همچنین کلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است . ![]() یعنی 24 = 24 سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شده که این همسانی در تنقیضات در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص میکند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است. در ادامه نتایج شگفتآور حاصل از محاسبه کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت. دنیا (یکی از نامهای زندگی): ١١۵ ملائکه: ٨٨ زندگی: ١۴۵ سود: ۵٠ ملت (مردم): ۵٠ ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١ مصیبت: ٧۵ صدقه: ٧٣ فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧ مسلمین: ۴١ طلا: ٨ جادو: ۶٠ زکات: ٣٢ ذهن : ۴٩ زبان: ٢۵ آرزو: ٨ آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨ سختی: ١١۴ محمد (صلوات الله علیه): ۴ مرد: ٢۴ و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شدهاند نگاهی داشته باشیم: نماز: ۵ %٧١٫١١١١١١١١=٣٢/۴۵*١٠٠q = دریا %٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی ۴۵ = ٣٢ + خشکی + دریا = ١٣ %١٠٠=(% دریا ( ٧١٫١١١١١١١١ %)+خشکی( ٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩ دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است. آیه ٨٧ از سورهء انبیاء: لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین . سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم . |
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد
متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.
در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد .دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.
یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام.
اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.
تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.
نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.
در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.
عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.
تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود:
نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند.
مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم .
با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم.
من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند.... !!!!!!
دوشنبه هشتم مهر 1387
قضیه ی نمایش فیبوناتچی
اعداد زير را درنظر بگيريد :...,1,1,2,3,5,8,13,21,34 با كمي دقت متوجه مي شويم كه ازعدد سوم به بعد هر عدد از مجموع دو عدد قبلي به دست مي آيد .اين اعداد را اعداد فيبوناتچي گويند وآن ها را با
نمايش مي دهند كه در آن
و
براي
.
با كمي دقت در مي يابيم كه
براي
و اين اعداد بي كران هستند.
از قضيه ي بنيادي حساب مي دانيم كه هر عدد طبيعي 1
ها اعداد اول متمايز و
ها اعداد
. در اين مقاله مي خواهيم نشان دهيم هر عدد طبيعي نيز داراي نمايشي يكتا به شكل مجموع اعداد فيبوناتچي است .
قضيه : هر عدد طبيعي N را مي توان به صورت حاصل جمع اعداد فيبوناتچي متمايز نوشت :
به طوري كه : الف : براي هر 1- r و ... و 1= i ،
.
ب :
.
توضيح: اين نمايش را نمايش متعارف N گويند .
اثبات :ابتدا حكم زير را با كمك استقرا ثابت مي كنيم : براي هر عدد طبيعي
، تمامي اعداد طبيعي نابيش تر از
داراي نمايش متعارف هستند .براي2,3=n حكم واضح است .اگر حكم براي تمامي اعداد طبيعي نابيش تر از
برقرار و
باشد ، چون
پس
و لذا
. با استفاده ازفرض استقرا :
كه
و
پس
و
[چرا ؟] .
از اين بحث نتيجه مي گيريم كه هر عدد طبيعي نابيش تر از
داراي نمايش متعارف است . حال اگر N عدد طبيعي دلخواهي باشد ، به دليل بي كران بودن اعداد فيبوناتچي ، عدد طبيعي m موجودست كه
پس با استفاده از موضوعي كه در بالا ثابت شد N داراي نمايش متعارف است .
قضيه : نمايش متعارف N يكتاست .
اثبات : ابتدا حكم زير را با كمك استقرا ثابت مي كنيم : براي هر عدد طبيعي
، نمايش متعارف تمامي اعداد طبيعي نابيش تر از
يكتا است .براي2,3=n حكم واضح است . اگر حكم براي تمامي اعداد طبيعي نابيش تر از
برقرار و
باشد . ادعا مي كنيم كه در نمايش متعارف N، جمله ي
حتماً ظاهر مي شود . چرا كه در غير اين صورت خواهيم داشت :
اگر n زوج و مثلاً 2k باشد ، بزرگ ترين مجموعي كه مي تواند كانديداي نمايش متعارف N باشد به صورت زير است :
اگر n فرد و مثلاً 1+2k باشد ، بزرگ ترين مجموعي كه مي تواند كانديداي نمايش متعارف N باشد به صورت زير است :
اين بحث نشان مي دهد كه در نمايش متعارف N ، جمله ي
حتماً بايد ظاهر شود . حال اگر N دو نمايش متعارف به صورت
داشته باشد آن گاه
و لذا
چون
پس طبق فرض استقرا نمايش متعارف
يكتاست و لذا r=t و انديس هاي متناظر مساوي هستند و اين يعني نمايش متعارف N يكتاست . بنابراين هر عدد طبيعي نابيش تراز
داراي نمايش متعارف يكتاست . . حال اگر N عدد طبيعي دلخواهي باشد ،چون اعداد فيبوناتچي بي كران هستند ، پس عدد طبيعي m موجودست كه
. بنابراين طبق موضوع فوق ، N داراي نمايش متعارف يكتاست .
امیدوارم حوصله ها تون سر نرفته باشه.
پنجشنبه چهارم مهر 1387
حکایت
حکایت زن و خدا
|
روزی روزگاری زنی در کلبه ای کوچک زندگی میکرد. این زن همیشه با خداوند صحبت میکرد و با او به راز و نیاز میپرداخت.. روزی خداوند پس از سالها با زن صحبت کرد و به زن قول داد که آن روز به دیدار او بیاید. زن از شادمانی فریاد کشید، کلبه اش را آماده کرد و خود را آراست و در انتظار آمدن خداوند نشست! چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباسهای مندرس و پاره اش پشت در ایستاده بود، کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست. دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست!
خداوند روزی چند بار به دیدار شما می آید؟ |
چهارشنبه سوم مهر 1387
تفسیری ازسلام
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.
(دکتر علی شریعتی)
چهارشنبه سوم مهر 1387
امروزسوم مهرماه.............سی روز دیگه...........................سوم آبان ماه
دقیقا یک ماه به سوم آبان ماه مونده و امیدوارم که همه با یک برنامه ریزی دقیق بتونیم در این روز در رامسر باشیم و دور هم جمع شیم.
به امید دیدار ![]()
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
یک مساله جالب....
-در خياباني، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
-در هر يک از اين خانه ها يک نفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي کند.
-اين پنج صاحبخانه هر کدام نوشيدني متفاوت مينوشند، سيگار متفاوت مي کشند و حيوان خانگي متفاوت نگهداري مي کنند. سئوال: کداميک از آنها در خانه، ماهي نگه مي دارد؟
راهنمايي:
- مرد انگليسي در خانه قرمز زندگي مي کند.
-مرد سوئدي، يک سگ دارد.
-مرد دانمارکي چاي مي نوشد.
-خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
-صاحبخانه خانه سبز، قهوه مينوشد.
-شخصي که سيگار Pall Mall مي کشد پرنده پرورش مي دهد.
-صاحب خانه زرد، سيگار Dunhill مي کشد.
-مردي که در خانه وسطي زندگي ميکند، شير مينوشد.
-مرد نروژي، در اولين خانه زندگي مي کند.
-مردي که سيگار Blends مي کشد در کنار مردي که گربه نگه مي دارد زندگي مي کند.
-مردي که اسب نگهداري مي کند، کنار مردي که سيگار Dunhill مي کشد زندگي مي کند.
-مردي که سيگار Blue Master مي کشد، آبجو مي نوشد.
-مرد آلماني سيگار Prince ميکشد.
-مرد نروژي کنار خانه آبي زندگي مي کند.
-مردي که سيگار Blends ميکشد همسايه اي دارد که آب مي نوشد
منتظر جوابها تو بخش نظرات هستم.
البته به نظر من حداکثر زمان موردنیاز برای حل مساله ۴۰دقیقه است.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
20راهکار برای تغذیه درست در ماه مبارک رمضان
20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان
ماه رمضان، ماه نیایش با خداست. بهتر است با استفاده از اصول تغذیه ای زیر احساس ضعف ناشی از نخوردن غذا را در خود از بین ببریم تا بتوانیم به خوبی عبادت کنیم.
عادت تغذیه ای درست آن نیست که خود را از غذا خوردن محروم کنیم و یا یک نوع غذای خاص را بخوریم و غذاهایی را که دوست نداریم، مصرف نکنیم.
اولین و مهم ترین مورد در رژیم غذایی صحیح آن است که غذاهای متنوعی بخوریم. این امر بسیار مهم است، زیرا غذاهای گوناگون، دارای مواد مغذی مختلفی می باشند که هر کدام از آن ها برای سلامتی بدن لازم هستند.
میوه ها، سبزیجات ، غلات و حبوبات همه این ها دارای کربوهیدرات پیچیده، فیبر، ویتامین، عناصر معدنی هستند و کم چرب و بدون کلسترول می باشند. گذشته از این، کالری زیادی را برای بدن فراهم می آورند. بقیه انرژی را باید از لبنیات کم چرب، گوشت بدون چربی، مرغ و ماهی به دست آورید.
شما باید بین کالری ورودی به بدن و کالری خروجی از بدن تعادل برقرار کنید، زیرا در غیر این صورت دچار اضافه وزن خواهید شد.
برای جلوگیری از اضافه وزن، باید ورزش کنید. در این صورت با وجودی که غذا می خورید، اما تعادل در بدنتان برقرارخواهد بود.
بر طبق این نظریه، هر غذایی که به خوردن آن تمایل دارید را مصرف کنید. اگر رژیم غذایی شما متعادل و محتوی مواد مغذی و فیبر باشد، حتی مواد غذایی غیر مغذی را نیز می توانید بخورید فقط به اندازه ی کم و به ندرت تا موجب بروز مشکلاتی در سلامتی شما نگردد.
راهنمای داده شده در زیر، سازنده رژیم غذایی می باشد.
1- از غذاهای پُر فیبر، زیاد مصرف کنید. این غذاها شامل: میوه ها، سبزیجات، حبوبات و تمامی غلات می باشد. این ها جزو گروه کربوهیدرات های مفید می باشند. فواید آنها بسیار است، از جمله اینکه:
مغذی می باشند، باعث احساس سیری می شوند، نسبتا کم کالری می باشند، 30-20 گرم فیبر مورد نیاز در روز را تامین می کنند، به آرامی هضم می شوند، بنابراین اثر کمتری روی انسولین و قند خون دارند. همچنین دارای ویتامین ها و عناصر معدنی مفید برای سلامتی بدن هستند، مانند: ویتامین C ، ویتامین های گروه B و آهن .
2- در رژیم غذایی خود انواع سبزیجات و میوه های سبز، زرد و نارنجی را قرار دهید. مانند: کلم بروکلی ، هویج و لیمو. این گروه دارای آنتی اکسیدان می باشند که برای حفاظت از بدن در برابر سرطان و بیماری های دیگر بسیار مهم می باشند. بهتر است روزانه 5-4 عدد میوه و سبزی فراوانی مصرف کنید.
3- خوردن شکر و کربوهیدرات های تصفیه شده نظیر: نان سفید و همین طور میان وعده های شور و چرب و چاشنی های تند را در رژیم خود کاهش دهید. بسیاری از غذاهای شیرین، چربی زیادی هم دارند، بنابراین کالری زیادی به بدن فرد می رسانند و فرد میل کمتری به غذاهای مفید پیدا می کند.
4- چربی های حیوانی را مصرف نکنید، زیرا دارای چربی اشباع می باشند که باعث افزایش مقدار کلسترول خون می گردند و مضرات فوق العاده زیادی برای سلامتی دارند. گوشت بدون چربی، مرغ بدون پوست و لبنیات کم چرب یا بدون چربی را مصرف کنید.
5- از روغن های نباتی جامد (روغن های مایع گیاهی هیدروژنه شده) در پخت غذا استفاده نکنید، زیرا این ها تبدیل به چربی های نوع ترانس(چربی های اشباع شده) می گردند. این نوع چربی ها در غذاهای آماده بیرون(فست فودها) نیز یافت می شوند.
6- آجیل و ماهی زیاد مصرف کنید، زیرا دارای چربی غیراشباع(چربی خوب) می باشند.
7- بشقاب خود را پُر نکنید. نه آن قدر غذا زیاد بریزید که نتوانید بخورید و نه آن قدر کم، که گرسنه بمانید. این امر را خصوصا در مورد غذاهای پُر کالری رعایت کنید.
8- کلسترول دریافتی را پایین تر از 300 میلی گرم در روز نگاه دارید. کلسترول در غذاهای حیوانی مانند: گوشت قرمز، مرغ، لبنیات و زرده تخم مرغ یافت می شود.
9- تنوع را در رژیم غذایی رعایت کنید. سعی نکنید احتیاجات غذایی خود را با خوردن یک نوع غذا تامین کنید، زیرا ممکن است شما به ماده مغذی ای احتیاج داشته باشید که در آن غذا موجود نباشد، بنابراین با مصرف انواع غذاها می توانید مطمئن باشید که تمام نیازهای تغذیه ای خود را تامین کرده اید.
10- به مقدار کافی کلسیم مصرف کنید. کلسیم برای استحکام استخوان ها و تقویت دندان ها بسیار مهم است. کلسیم را از منابع کم چرب نظیر: شیر کم چرب یا ماست کم چرب فراهم کنید. اگر شما به مقدار کافی کلسیم را از غذا دریافت نمی کنید، می توانید از مکمل کلسیم(با مشورت پزشک) استفاده کنید.
11- سعی کنید احتیاجات ویتامینی و عناصر معدنی خود را از طریق غذاها برآورده کنید، نه از مکمل های دارویی، زیرا مکمل ها نمی توانند جای غذا را بگیرند.
12- وزن خود را ثابت نگه دارید. ورزش کردن و اصولا فعال بودن را در زندگی روزمره خود فراموش نکنید. در ماه رمضان نیز ورزش کردن را فراموش نکنید. شما می توانید ورزش های کششی انجام دهید یا به پیاده روی بروید. رژیم غذایی+ ورزش= کنترل وزن و سلامتی.
13- در ماه رمضان، مصرف چای و قهوه را محدود کنید، زیرا این مواد باعث افزایش ادرار و از دست دادن آب بدن می شوند.
14- بهتر است مانند سایر اوقات، سه وعده غذایی داشته باشید: سحری، افطار و شام. همچنین بین افطار و شام باید فاصله باشد.
15- برای رفع یبوست و بوی بد دهان ، بهتر است میوه و سبزی را در سه وعده غذایی خود منظور کنید. بهتر است بعد از خوردن سحری، 2-1 عدد میوه و مقداری سبزی مصرف کنید و بقیه میوه و سبزی را در زمان شام مصرف کنید.
16- برای ثابت نگه داشتن قند خون، شیرینی و مواد غذایی ناسالم را استفاده نکنید، بلکه خرما بخورید.
17- در افطار از غذاهای حجیم استفاده نکنید، بلکه بدن خود را آرام آرام برای شام آماده کنید. در غیر این صورت شما دچار انواع بیماری های گوارشی از قبیل: سوزش معده ، نفخ و... می گردید.
18- آب را فراموش نکنید. آب در حدود دو سوم وزن بدن را تشکیل می دهد. آب باعث سرحالی و سرزندگی می شود و همچنین برای رساندن مواد غذایی به اندام های بدن لازم است. لذا توصیه می شود که بعد از افطار آب بنوشید.
آب بهتر است ولرم باشد، تا مواد سمی را از راه ادرار و تنفس از بدن خارج کند و همچنین جلوی ورود باکتری های مضر به بدن را بگیرد.
19- برای خوردن سحری وقت کافی قرار دهید و با آرامش و دور از استرس غذای خود را بخورید.
20- بهتر است در وقت سحر از کربوهیدرات های پیچیده استفاده کنید، زیرا این گروه تا 8 ساعت در بدن باقی می مانند. این در حالی است که کربوهیدرات های ساده(مانند: شکر) فقط 3 تا 4 ساعت در بدن می مانند. کربوهیدرات های پیچیده شامل: نان، عدس، جو، غلات، برنج، سیب زمینی ،
امیدوارم که مطلب بالا سودمند باشد.
با آرزوی قبولی طاعات
شنبه شانزدهم شهریور 1387
ای ایران
سرود ملی ای ایران تقدیم به همه ایرانیان
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
|
با درود به همه
طرح پیشنهادی دوست عزیزمون آقای جمشیدنژاد با موافقت ضمنی اکثر دوستان مواجه شد ولی راهکار اجرایی خاصی پیشنهاد نشد.به نظر من شروع این کار کمی مشکله که دلیل عمده آن هم عدم تمرکز فیزیکی دوستان است که بایستی با ایجاد یک هیئت موسس که می تونه مرکب از سه نفر باشه کار رو آغاز کرد.البته با گفتگوهایی که باارش هم داشتیم به نظر میاد اگه دوستانی که مقیم رامسر هستن این امر را به دوش بگیرند کار را می توان با شتاب بیشتری به جلو برد.و سپس با ایجاد یک دستورالعمل اجرایی مدون نسبت به جمع آوری کمکها و نحوه توزیع آنها اقدام کرد. ولی خوبه که اگر واقعا به این موضوع فکر میکنیم و برامو ن مهم است زودتر شروع کنیم .پیشنهاد من برای هیئت موسس آقایان سعید -بصیر و یکی دیگر ازدوستان که علاقمند باشند است. منتظر نظر دوستان خصوصا آقا سعید و بصیر هستیم. شاد وپیروز باشید | ||
شنبه نوزدهم مرداد 1387
طالیع بینی این هفته
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387
...درودی دیگر
امکان تایپ فارسی با نصب نرم افزار فارسی ساز برای آقای جمشید نژاد فراهم میشه که ایشون بایستی در صورت تمایل این کار را انجام بدن.
در خصوص مطلب ایشان من فکر کردم و به نظرم اومد که میشه در صورتیکه دوستان علاقمند باشند یک کار خوب و جمعی خیرخواهانه را شروع کرد و به تدریج افراد علاقمند رو هم جذب کرد.به این شکل که یک صندوق خیریه (که میتونه یک حساب پس انداز در یک بانک با امضادونفر که بر اساس انتخاب دوستان باشند )ایجاد کرد و هر کسی بر حسب میزان علاقمندیش مبلغی رو ماهانه بریزه تو این حساب و به افراد نیازمندی که تو شهرمون وجود دارند (با الویت بندیهایی که میشه تعریف کرد مثل: دانش آموزان کم بضاعت-بیماران-افراد سالخورده بدون حامی و...)کمک کوچکی کرد.که در صورت شکل گیری چنین کاری قطعا افراد زیادی وجود دارند که به ما ملحق میشن.
در این خصوص منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
شاد و پیروز باشید
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
مطلب ارسالی دوست عزیز اقای جمشید نژاد از آلمان
|
دوست عزیزو هم دبیرستانی خوبمون آقای جمشید نژاد برام ای میلی فرستادن که خیلی برام جالب بود و از ایشون اجازه گرفتم و مطلبشونو تو وبلاگ میذارم .منتظر نظرات دوستان هستم.
با سپاس از آقای جمشید نژاد
duste aziz salam,
merci babate aks ha, chehreye hadotun ro kamelan bekhater daram,
yadame ke shoma ghadet ziad boland nabud va dokme pirahanet hamishe ta khar bala baste bud, yejor hai jedi budi tond ton rah mirafti :) nemidonam in dorost hastesh ya na vali man injori beyad miram,
hamintor Arash ro kamelna bekhater miaram, ke bache arumi benazar mioad, albate ziad ghavi heykal nabud inaj to akse jadid hamchin heyki shode :)
chand rouz pish behesh zang zadam va koli baham harf zadim,
khosh halam ke movafagh hastin va in ertebat ro beyne ham hefz konid, hich chizi ziabatar az refaghat o dosti , mehrabani va baham budan nist,
fekr mikonam shoma ba in website mitunid bache haye bishtari ro ham dore ham jam konid, dar eyne hal eteghad daram ke mishe az in potential va goruhi ke bevojud omade kam kam karhai ro sazmandehi kard, be vijeh vaghti kasani be komak niaz darand, ehtemalan dar Ramsar kasani hastand ya khanevade hai hand, be khosus bache ha masalan dar shoruye sale tahsili va ya ayame eid be komak niaz darand, va ya msaele dige ke shoma behtar mitunid chon onja ertebate bishtari ba mardom darin,
man azun adamhai hastam ke eteghad daram hich chizi darin donya bedune dalil etfagh niofte,
age emrouz shoma in website ro dorost kardin va bache felan 35- ta 40 nafar dore ham jam shodan, vaya in ke man baraye shoma minevisam , in dalili barash hast, bayad gasht va ono peyda kard, bayad did chetor shod ke in jam dobare shekl gereft va chikar mishe kard, in kare kheyli ghashangiye ke har chandvaght yekbar az hale ham bakhabar beshim va az khaterate gozashteh begim, amma in kafi nist , bayad did chikar mishe, albate in nazare shkhasi man hastesh, momkene baraye kheyliha bimored benazar biad, behar hal man dar khedmatam,
shad bashid |
شنبه دوازدهم مرداد 1387
تيزهوشي يک مادر شوهر زرنگ!
خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود. او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد. مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم كه شما چه فكري مي كنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم . " حدود يك هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي كه مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فكر نمي كني كه او قندان را برداشته باشد ؟ " "خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد." او در ايميل خود نوشت : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم كه شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است كه قندان از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده . " با عشق، مسعود روز بعد ، مسعود يك ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است كه اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا كرده بود. با عشق ، مامان |
شنبه دوازدهم مرداد 1387
طالع بینی این هفته
چهارشنبه نهم مرداد 1387
سلامی دیگر
عید مبعث بر همه دوستان مبارک باد.
شادو پیروز باشید.
یکشنبه ششم مرداد 1387
طالع بینی این هفته
شنبه بیست و نهم تیر 1387
طالع بینی این هفته
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
ولادت مولا مبارک
فرارسیدن روز ولادت امیر حق مولا علی علیه السلام را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم و امیدوارم روز مردو پدر برای همه روزی خاطره انگیز باشد.
پنجشنبه بیستم تیر 1387
..........یه خاطره
چند وقتی است که سرم تو کار خیلی شلوغ بود و نتونستم مطلبی بنویسم.
یادم میاد استاد نوری آدم با صفا و خودمونی بود.وبعضی اوقات دونگی همه تو کلاس پول جمع می کردیم و خودش هم می ذاشت و یکی از بچه ها (معمولا حسن سیاح) میرفت یه جعبه شیرینی و یا یه کارتن بستنی کیم می خرید و میاورد تو کلاس با لذت میل می کردیم.تو فصل پاییز هم گاهی اوقات پولها رو میدادن به من و من ازسیب های باغمون میاوردم(سیب زنجان)
یادش به خیر![]()
![]()
![]()
دوشنبه دهم تیر 1387
آلمان 0- اسپانیا 1
بالاخره جام ملتهای اروپا به دست اسپانیا ها رسید .دیشب پسرم پارسا که شدیدا طرفدار تیم آلمان است پس از گل دقیقه ۳۳ اسپانیا گریه کرد و با ناراحتی فراوان خوابید.
امیدوارم تیم ملی هم بتونه جواز حضور در جام جهانی رو بگیره .
چهارشنبه پنجم تیر 1387
ایجاد دو پوشه جدید
حسب دستور آقا بهمن دو پوشه جدید با عنوان
۱-تصاویر و عکسهای جالب
۲-موضوعات جالب
ایجاد شده است .کافی است دوستان پس از درج مطلب و یا تصویر در قسمت پایین صفحه از پنجر ه "مرتبط با موضوع"عنوان پوشه را انتخاب تا تصاویر در یک پوشه جمع آوری شود و براحتی بتوان در صفحه نخست وبلاگ در قسمت آرشیو موضوعی تمام تصاویر را دید.
با سپاس![]()
چهارشنبه پنجم تیر 1387
ورود آقا کورش به وبلاگ
کورش جان کد کاربری شما KOOROSH تعریف شده بقیه مراحل هم همانطور که آقا سعید فرمودند می باشد . منتظر حضور شما هستیم.
سه شنبه چهارم تیر 1387
فال هفته
|
|
دوشنبه سوم تیر 1387
.....................ای دوست
بیت آخر شعر ارسالی سعید عزیز خیلی زیبا بود :
بی دوست چیست حاصلی از زندگی ، رهی
ای نیست باد ، بی رخ او زندگانیم
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
سلامی دوباره
از اینکه چندروزی تو وبلاگ نبودم عذر می خواهم. جای همه دوستان خالی به زیارت امام رضا رفته بودیم و به یاد همه عزیزان بودم و انصافا خوش گذشت.
شاد و پیروز باشید
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
تسلیت به دوست عزیز آقا مصطفی مبلغی
در گذشت مادر دوست عزیزمان را به ایشان تسلیت عرض می نمایم و از خداوند شادی روح آن بانوی بزرگوار را مسئلت نموده و برای این دوست بسیار عزیز شکیبایی آرزومندم.
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
.............رامسر را در یابیم
صحبت از برنامه های توسعه و گسترش رامسر شد و ظاهرا عزیزان زیادی در این راستا درحال تفکر هستند.به نظر من توسعه رامسرفقط با افزایش شمار ساختمانها و هتلهای چند ستاره محقق نمی شود و بایستی بستر سازی لازم جهت حفظ شرایط اقلیمی و مناظر طبیعی صورت پذیرد.
اینکه اکنون از اربکله زیبا .جواهرده بکر قدیم با خانه های گلی و در های چوبی و بوی خاص روستایی و از دامنه سبز کوه زیبای ایل ملی جز ساختمانهای مدرن و ناهمگون با شهر زیبای رامسر خبری نیست جای ذوق و خوشحالی ندارد ودر آینده ای کمتر از ۱۰سال شاهد خواهیم بود رامسر به شهری نافرم و پرتراکم تبدیل شده است!!!
بجاست دلسوزان رامسر بر این اندیشه باشند که در شعاعهای خاصی از مرکز و خارج از محیط اصلی شهر هرگونه ساخت وسازی ممنوع اعلام شده و زیبایی اصیل این بهشت زمینی حفظ گردد.
تا فردا بتوانیم با فرزندانمان در کوههای سرسبز بدون ساختمان های ناهمگون کوهپیمایی کنیم و منظره زیبای شهر را از آن بالا بنگریم.اگر اکنون اقدامی نشود فردا قطعا خیلی دیر خواهد شد.
بیاییم ویژگی اصلی شهرمان (نزدیک بودن ساحل به کوهستان)را پاس نهیم و برای حفظ آن هم قسم شویم.
شاد وپیروز باشید
شنبه چهارم خرداد 1387
تشکر از حضور دوباره عزیزان
خیلی از حضور دوباره عزیزان خوشحالم و از حضور خستگی ناپذیر سعید و آرش قدردانی میکنم.واقعیت این که من داشتم کم کم از نوشتن مطلب جدید خسته می شدم و با اینکه همیشه در کار به دوستان از جمله "خستگی را خسته خواهیم کرد"استفاده می کنم داشتم کم می آوردم.
حضورتان سبز و مستدام.
راستی قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر به طرفداراش مبارکباد.
شاد و پیروز باشید.
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
..................یادش به خیر

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
جملاتی پند آمیز که دوست عزیز محمدحسن کتابتی ایمیل کرده
' باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند ' . فردریش نیچه
' تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است ' . انگلس چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
امان از شلوغی سر....
مدتی است که وبلاگ ویا جور دیگه بگم نیمکتهای مجازی کلاسمون با غیبتهای زیادی روبرو شده و بچه ها دیر سر کلاس حاضر میشن و یا اصلا حاضر نمی شن.
به هر حال امیدوارم همه عزیزان تندرست و شاد باشند و لحظات به کام باشد.
شاد وپیروز باشید.
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
یاد باد آن روزگاران یاد باد
جای همه خالی روز جمعه به همراه خانواده خودم و آقا سعید و همسرش به دیدن آرش رفتیم که تقریبا سیر خندیدیم.
واقعا خوش گذشت هر چند که زمان خیلی کوتاه بود ولی یه مروری به خاطرلت گذشته و احوال امروز خودمان کردیم.
انشاله عکساشو سر فرصت تو وبلاگ میذارم.
آرش فردا شب به آلمان پرواز می کنه.
شادو پیروز باشید.
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
منم به نوبه خودم ورود آرش عزیزرا به ایران تبریک میگم و لحظات خوبی را در این چندروز براش آرزو می کنم.
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
کیا آنلاینن؟
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
اومدن آرش
همونطور که همه میدونید آرش عزیز هفته آینده میاد ایران و میره رامسر.من دارم برنامه ریزی میکنم آخر هفته رامسر باشم.عزیزانی که آخر هفته رامسر تشریف دارن بگن تا شاید یه برنامه شام دسته جمعی ردیف کنیم و با آرش سیر صحبت کنیم.
منتظر نظرات شما هستم.
پیروز و شاد باشید
شنبه هفتم اردیبهشت 1387
درود برهمه
خیلی خوشحالم که وبلاگ از حالت رکود خودش خارج شده و دوستان میان و مطلب میذارن.
من این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود و با اینکه تو دفتر کارم همیشه آنلاینم ولی فقط فرصت چک کردن وبلاگ وخوندن نظرات و مطالب عزیزان رودارم.
سوژه برای نوشتن کم نیست اگه دوروبرمونو خوب نگاه کنیم می بینیم که همش حرف برا زدن هست وهمش دردهایی است که می تونه دل هر انسان رو به درد بیاره.
"شب عید که برا خرید پیوسته تو بازار بودیم زن میانسالی رو تو خرازی دیدم که برا خرید یه جفت گیره سر دخترونه که قیمتش ۲۰۰تومان بود نتونست پولی بپردازه و برا خرید یه دونش با فروشنده کلنجار میرفت که با ۱۰۰تومن بتونه یه دونشو بخره ولی فروشنده راضی نشد دونه ای بده و آن زن با دلی غمگین فروشگاه رو ترک کرد و دردی دیگر بر دل ما نشاند!"
شاد وپیروز باشید
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387
استاد عباس رحیم نوری
واقعا خبری که سعیددر خصوص استاد نوری دادخیلی تاثربرانگیز بود.مردی که با تمام وجود درس میداد آن چیزی که امروز در مدارس ایرا ن کیمیایی دست نیافتنی است.
با عشق و لبخند به همه امید به آینده میداد .و چه مهربان و بزرگوار وزحمتکش.
مردی که همه همواره آرزوی تشکیل کلاسهایش را داشتیم و هیچ گاه از حضور در کلاسش خسته نمی شدیم.
.........پاینده وشادباشید.
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387
آرش و بچه ها در هتل همای تهران بعد از سالها

دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387
با اجازه آرش جان

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
لطفا همه دست به دست هم دهیم وتا جاییکه میشه امضا براخلیج همیشه فارس جمع کنیم
جمعه بیست و سوم فروردین 1387
اومدن دوستان
دیشب یه اس ام اس برام اومد که آیا هنوزم توگیلانغرب برنج میکارن؟ شماره نا آشنا ولی پیام آشنا بود.سریع به شماره فرستنده زنگ زدم که سعید میرطالبی بود .شمارمو از آقابصیر گرفته بود.آقا بصیررو من تو تعطیلات نوروز تو صف نانوایی دیدم که نحوه ورود به وبلاگ را به ایشان گفتم و آقابصیر زحمت ایجاد حلقه های داخل رامسر را دارن میکشن.
بعد از کلی صحبت با آقا سعید تازه تلفنو قطع کرده بودم که یه شماره ناشناس دیگه زنگ زد حسین حسن نژاد بود از لرستان .ظاهرا اونجا ازدواج کرده.و تو فروسیلیس ازنا مشغول به کاره .حال همه رو پرسید و گفت سریعا به وبلگ سر خواهد زد.
پیروز باشیدوشاد.
سه شنبه بیستم فروردین 1387
سلامی دیگر
امیدوارم همه خوب و تندرست باشن و دوستانی که سال گذشته تو وبلاگ مطلب می نوشتن دوباره بیان و به وبلاگ گرمی بیشتری ببخشن.آقا بصیر که خوب و پیوسته شروع کرده.
شادو پیروز باید.
شنبه دهم فروردین 1387
یک سخن
جرج برنارد شاو
جمعه نهم فروردین 1387
سخنی از زرتشت
و
غم را شریک باش نه دلیل".
زرتشت
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
یه مطلب از یه همشهری به نام خانم پرستو زکیانی
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت.
سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس .
سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان!
خدا تنهاترین پناه برای تنها ترینهاست شما را به اون میسپرم نه به خاطر اینکه شما تنهایید به خاطر اینکه خدا تنهاست !
مطلب فوق را خانم پرستو زکیانی در بخش نظرات فرستاده بودن که خواستن تو مطالب بگنجانیم.
منتظر حضور سبز همه دوستان و همشهریان هستیم.
پیروز باشید.
دوشنبه پنجم فروردین 1387
نوروز خوش بگذره
سال نورو دوبار ه تبریک می گم و امیدوارم روزهای خوبی رو پشت سر گذاشته باشید.
ظاهرا سر همه شلوغه و کسی فرصت پیدا نمی کنه به وبلاگ سر بزنه .
شاد باشید.
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
نوروز
با سلام
پیشاپیش رسیدن بهار و نوروزرا بر عزیزان شادباش می گویم.
شاد باشید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386
همه خوبید؟
مدتی است مطلبی از دوستان محمد آقا -بهمن خان و محمدحسن خان که فعال ظاهر می شدن دیده نمیشود.امیدوارم که حالتون خوب باشه و به خاطر مشغله زیاد نتونسته باشید بنویسید.
شاد و پیروز باشید
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
جمع کردن دوستان تو وبلاگ
با توجه به نزدیکی تعطیلات نوروز و احتمال دیدن سایر دوستانی که نامشون تو وبلاگ هست ولی از وبلاگ خبر ندارن ُاز همه دوستان فعال در وبلاگ خواهش میکنم که در صورت دیدن دوستان طریقه ورود را به سایر عزیزان بگن.
سپاسگذارم
شنبه یازدهم اسفند 1386
یه خاطره از نازیلا
دیروز هنگام صبحانه یاد دختر آرش "نازیلا"افتادم.تو خرداد ماه سال جاری که برا بازدید نمایشگاه ریخته گری آلمان بودم انصافا آرش سنگ تموم گذاشت و هر روز تلفنی به من زنگ میزد و روز آخر از شهر خودشون "اونا"که فکر می کنم حداقل ۱۵۰کیلومتر از محل اقامت ما درکلن فاصله داشت به هتل ما اومد و منو با خودرو خودش به خونشون برد.که باید بگم همسر بسیار مهربان و خونگرمی داره و دوباره به آرش تبریک می گم.جاتون خالی بود شام دور هم بودیم و بعدش همسر آرش یه شیرینی و شایدم یه نو دسر بعد از غذا آماده کرده بود که خیلی خوشمزه بود.دخترهای آرش هم که جای خود دارن و بسیار مهربان و تو دلبرو هستن.نازیلا دختر بزرگشه و کیمیا هم دختر کوچکش.
و اما خاطره ای از نازیلا جون:
صبح که رو میز صبحانه بودیم نازیلا روبروی من نشسته بود و من واو کلی با اشاره با هم میخندیدیم که ناگهان دیدم بسار جدی و با حالتی ناراحت برگشت به آرش به زبان آلمانی جملاتی رو گفت که دیدم آرش در حین گوش دادن به صحبتهای نازیلا لبخند میزنه.
صحبتهای نازیلا که تموم شد پرسیدم چی شده ؟!
آرش گفت که چرا بهروز کارد صبحانه را به دهانش نزدیک کرده .این کار خطرناک وممنوعه!!
منم شرمنده شدم.
واقعا نوع آموزشها تو سرزمینها ی مختلف متفاوته و من شاید برام تا اون روز خیلی مهم نبود که کارد صبحانه که کاملا کند و بی خطره رانباید به دهان نزدیک کرد و این درسی بود که از نازیلا گرفتم که هر عملی رو هر چند کم اهمیت نباید انجام دادخصوصا پیش بچه ها چون سریع الگو برداری می کنن.
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
از کویت؟
در بررسی آمار روزانه متوجه بازدیدکننده ای از کشور کویت شده ام که به صورت منظم به وبلاگ ما افتخار حضور میدن.خیلی خوشحال میشم خودتونو معرفی کنید.
با آرزوی توفیق
جمعه بیست و ششم بهمن 1386
سلام به همه
از حضور سبز همه عزیزان خصوصا آرش تشکر می کنم.
به نظر میر سه که اواخر سال مشغله همه زیاد شده و آمار بازدیدکننده ها هم کمتر از قبله.
امیدوارم که همه خوب و سلامت باشید.
جمعه نوزدهم بهمن 1386
تشکر
محمدجان و محمدحسن جان از مطالب جالبی که برام ای میل کردید ممنونم.
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
فرهنگسازی از کجا شروع میشه؟
بیان مطالب زیبای آرش و نقطه نظرات شیوای بهمن منو واداشت که یه درد دلی بکنم.همیشه با خودم سوال میکنم چرا ما باید اینقدر تو فرهنگ(کار-تفریح-تدریس-رانندگی-بهداشت و...)مشکل داشته باشیم.؟کمی تامل که می کنم میبینم آموزشهای ما خیلی ایراد داره و متاسفانه کمترین اثر از خانواده ناشی میشه و ما از همون اول که با تلویزیون بزرگ میشیم با فرهنگ های متفاوت گفتمان نظیربرره ای و...آشنا میشیم که تمام ارزشها و وزن سنگین زبان پارسی را به سلابه می کشن.بعد تو جامعه وقتی قدم میزنیم براحتی چوب بستنیمونو میندازیم زمین.و کنار ساحل بطریهای نوشابمونوو....
چه کار باید کرد؟
وقتی با هم صحبت میکنیم خیلی ها اعتقاد دارن که مسائل ما حل نمیشه!ولی آیا واقعا حل نمیشه؟چرا الان بستن کمربند حتی تو شهر به یه عادت تبدیل شده ولی ۱۰سال قبل خیلی از خودروها حتی کمربند ایمنی هم نداشت؟بهمن درست میگه .ما باید فعل خواستن راصرف کنیم و قبل از هر کسی از خودمون شروع کنیم .
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
تشکر از حضور سایر دوستان
امیدوارم همه خوب و شاد باشید.لازم دیدم از ابرازنظر و حضور دوستان عزیز همشهری آقا سینا افتخاری و آقا قاسم موحدی در وبلاگمون تشکر کنم و امیدوارم با نظرات سازننده بتونیم یک همگرایی مثبت و موثرفکری داشته باشیم.
با آرزوی لحظاتی شاد .
در پناه حق







































