جمعه هشتم آبان 1388
آق سعيد سردرد نمي گيري اين همه دروغ مي گي !!!!!!
قابل توجه همه دوستاني كه مي خان كل ماجرارا اون طوري كه هست بدونن. نه اون جوري كه س ع ي د به نفع خودش تعريف مي كنه !!!!
۱-اول از همه اين كه آدماي ضعيف دروغ ميگن.
۲- قضيه من با اون (يك رامسري) كه يه فراري و درخارج هست (به گفته س ع ي د) اصلا" انتخابا تي نبود . ناشي از بي ادبي اون آدم بود كه حتي جرا ت نداشت به اسم خودش برام تو ميلش فحش بنويسه و بصورت ناشناس اين كارو مي كرد و آق س ع ي د به خاطر با لا رفتن سايتش كاري نكرد و مطالب مختلف منو كه اصلا" هم انتخاباتي نبود و در مورد كسي هم نبود سانسور مي كرد؟؟؟؟؟
( چرا دروغ س ع ي د)
۳-آ ق س ع ي د هيچكس ندونه شما كه مي دونيد و اگه حافظه شما ايرادي نداشته باشه چند بار بهت گفتم من و در واقع كل آدماي كيش ساعت ۲ تا ۵.۳۰ عصر خوابن و همه جا تعطيله !!!!!!!!!
( چرا دروغ س ع ي د)
۴- براي يه آدم گنده خيلي بده اين همه دروغ بگه و به همه توهين كنه بعد بگه چاكيرم مخلصيم( چرا دروغ س ع ي د)
۵-شما با همه مشكل داري من .آقا فرهاد. آقا بهمن و محمد آقا و ... لطفا" دست از اين بازي ها برداروبدون برعليه اين و آن نوشتن براي شما وجه اي نمي آره اونو جاي ديگه بايد جستجو كني دادش ولي اينو بدون همه اينايي كه به وبلاگ سر مي زنن لزوما" نمي خوان مطالب پربار شمارو ببينن پس اين همه اضهار فضل نفرماييد . !!!!!!!
پنجشنبه هفتم آبان 1388
امیدوارم کار س ع ی د نباشد ! چون این دفعه حسابی از خجالت شعر گوی عزیزدر می آم
لطفا" هرچه سریع تر مشخص شود (آقای مسول وبلاگ) و اعلام شود چه کسی و چه نوع خصومتی با من دارد؟؟؟؟؟؟؟
اگه وبلاگ شخصی است دیگر به اسم بچه های ۶۹ تمام نکنید !!!
این نوشته من حد اقل ۴۸ ساعت باید روی وبلاگ بماند والا نشان از کم طاقتی و نقص همه اصولی است که همیشه از آن سخن گفته ای آق سعید.
اگه اهل گفتگو هستید هم مشکلی نیست حضورا" خدمت می رسیم (صاد مله)
تا گفتمان کنیم!
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
یاد ایام
با سلام
امروز داشتم برای لحظاتی خاطرات شصت و نهی را مرور می کردم! واین صحنه ها فلش وار در ذهنم مرور شد.کلاس دوم ریاضی در گوشه ای از حیاط چسبیده به سالن امتحانات.
آقای قدسی و داستان رستم و سهراب و لباس سبزی که در روز امتحان پوشیده بودو بی شباهت به صدام نبود.
خنده های آقای الهیان عزیز و آقای نوری و داستان سینما رفتن هایش و جعبه های شیرنی خامه ای و تسبیح لوتایش وبالا خره نامزد بگیری هایش.
کاغذ های سفید . ناخ و بارکد های معروف محمد عزیز. تاسیس شرکت الگیج .بازی های یک گله بسکتبال و کلاس های کنکور زکی محله و بالا خره انشا خواندن عالی و بی عیب بهمن از روی دفتر خالی از متن !
عیادت از استاد سجادی به همراه همکلاسی ها و حضور کاروان همکلاسی ها در بازار رامسر و عبور از روی آلمان پل و دسته گلی که در دست آرتنگ عزیز بود.
افتادن آقای عباسی در فرقون پراز کیک هنگام جیم زدن از دبیرستان .حضور رییس آموزش و پرورش در کلاس چهارم .استاد زبان معروف و شعر زیبای سعید هنرمند در وصفش: آنکه گوید در سخن کوکنات تری== اشکمی دارد به شکل تانکری ...اما حالا واقعیت مرا به خود آورد و می فهمم که از آن دوران دیر زمانی گذشته و من در واقعیت امروز هستم ولی واقعا" از یادآوری آن دوران لذت می برم .
یا حق موفق باشید.
سه شنبه پنجم خرداد 1388
به ترکه ميگن عرق خوردن رو از کجا شروع کردي؟ميگه از زير بغلم
ترکه مي ره آزمايشگاه با پرستاره دعواش مي شه ميگه اصلا ادرارم رو بدين مي خوام برم
به رشتيه ميگن شما به زندگي پس از مرگ اعتقاد دارين؟ ميگه: 100% من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم بدنيا آمدم
جمعه یکم خرداد 1388
حالا كه ما فيبرمون وصل شده ديگه كسي مطلب نمي نويسه !
عجب بساطي داريم ما ها ![]()
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
علت غيبت بنده پاره شدن فيبر نوري جزيره كيش توسط لنگر يك كشتي باري در سواحل كيش بود ! البته اينترنت داشتيم ولي خيلي كند بود.
در ضمن آقا سعيد شما و بقيه دوستان تاج سر ماييد .
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
ممنون ار توجه تمام عزيزان كه هميشه به بنده لطف دارند. سعي مي كنم بيشتر در خدمت سروران گرامي باشم![]()
یکشنبه چهاردهم مهر 1387
با سلام خدمت دوستان عزيز
به اطلاع دوستان عزيز مي رسانم داستان هاي زيباي مشهدي عليجان توسط بنده براي آرش عزيز
تعريف شده (سالها پيش ) !
اطمينان دارم آرش عزيز قانون كپي رايت را رعايت كرده نام مرجع اصلي را در آينده خواهند آورد.
در آينده داستان هاي بيشتري از مشهدي عليجان كه اهل ميان لات بوده و در سلمل همسايه ما بودند خواهيد شنيد.(روحش شاد)
جمعه پانزدهم شهریور 1387
سلام به همه دوستان عزيز
از همه متنشكرم كه اين محيط گرم و صميمي رو فراهم كرديد و همچنان به حضور سبزتان
ادامه مي دهيد .ضمنا" من هم ماه پرفضيلت رمضان رو به همه سروران گرامي صميمانه تبريك عرض مي نمايم .به اميد توفيق روز افزون براي شما عزيزان .
یکشنبه شانزدهم تیر 1387
از همه بچه موش های گرامی (متولدین سال موش 51) بدلیل حضور کم رنگم تو وبلاگ پوزش می خوام!
از آقا سعید گل بخاطر همه چیز ممنونم .موفق و سربلند باشید.به امید دیدار.
شنبه چهارم خرداد 1387
چون آقا سعيد گل آدرس ميل و شماره خواسته بودند چشم .ما هم انجام وظيفه مي كنيم
۰۹۱۲۳۵۹۲۷۴۴ (دو رقم آخر چهل و چهار است)!
Mojtaba_kakvan@yahoo.com
جمعه سوم خرداد 1387
اول از همه مي بخشيد كه دير به دير به وبلاگ سر مي زنم !
دوم اين كه از آرش بخاطر ارسال خاطرات زيباش تشكر مي كنم ولي اين خاطرات زيبا مثل سريالهاي پر طرفدار تلويزيوني درست در جاهاي حساس به جلسه بعد موكول مي شود! امر جان به سر بوكورده![]()
از آقا سعيد گل بخاطر اشعار زيباش كمال تشكر را دارم ![]()
از همه دوستان متشكرم.به اميد موفقيت روز افزون![]()
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
اول از همه ببخشيد اينقدر دير خدمت رسيدم !واقعيتش اينه كه اولا"
با جازه دوستان ما هم بالاخره قاطي مرغا شديم!(ما از قديم الايام پيرو استاد نوري بوديم و هستيم).البته براي عروسي تو تابستون انشاالله همه پيشاپيش دعوتين
.
ثانيا" واقعا" سرم خيلي شلوغ بود.البته اين دليل نميشه واسه همين هم بازم ميگم ببخشيد.
يه چيز جالب غيراز امير آرتنگ تو تعطيلات عيد علي محمد فضل هاشمي رو هم تو كيش زيارت كردم .جاي همه شما دوستان تو كيش خالي.
از سعيد آقاي ميرطالبي هم بخاطر مطالب عالي و بي نظيرشون كمال تشكر و قدر داني رو دارم. موفق باشيد به اميد ديدار.
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
آرش جان هيچ جا نانوايي لواشي اسكندر نمي شه و بربري آقاجانپور !در رمك.البته لواشي ۲ راهي سادات محله هم اي بد نبود!
شنبه یازدهم اسفند 1386
چندروزي به وبلاگ سر مي زنم اما مطلب جديدي نمي بينم! به جز صحبت هاي آرش!
اي كاش ما هم مثل آرش مطلب مي نوشتيم. چيش مهم نيست نوشتن مهمه .
يه خاطره از آرش:
ما شاگرداي ممتاز كلاس سوم ابتدايي (من و آرش و امير عرفانيان(زكي))
دعوت معلم خوبمون خانم عبدالعليان بوديم!يه بچه شيطون داشت اتفاقا"
اسمش آرش بود.معلم يه لحظه ما رو با آرش تنها گذاشت اينقدر شيطوني كرديم كه ديگه نمي شد اسم اونجارو خونه گذاشت
فكر كنم آرش تخم هندوانه ها يادش باشه!
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
يك سوال :
آيا كسي از آقاي حسين حسن نژاد (استاد درس شيمي )خبري دارد !
با آرزوي توفيق روز افزون براي همه دوستان.![]()
دوشنبه هشتم بهمن 1386
آقا مهدي تبريك عرض مي كنم .اميدوارم تو اين راه سخت و پر مسوليت
موفق باشيد .بر همه ما دوستان لازم كه از شما حمايت كنيم.
و من الله توفيق .
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
چندروزي كه دوستان در مورد مشكلات صحبت مي كنند!
اولين چيزي كه مي خواستم بگم اين كه ما نبايد خودمونو با كشوري مقايسه كنيم !كشور ما شرايط خودشو داره كه با نسخه هيچ كشوري تطابق نداره!
تو اين زمونه همه مي دونن چيكار بايد كنن .كارمند.استاد دانشگاه و...اما عمل نميكنيم .چون عمل كردن سخته و ما مي خواهيم راحت مثل بقيه به همه چيزبرسيم.و اين كارا رو خراب مي كنه !كه متاسفانه اينجا جواب ميده!(سنبل كاري و عدم پاسخگويي)
ثانيا" هنوز باور نكرديم مي تونيم از آلمان بهتر باشيم. شاهد اين مدعا ايراني هاي موفق تو فرنگن.
راستي كسي خودشو كانديد نمايندگي مجلس نكرده؟![]()
پيروز باشيد!
جمعه چهاردهم دی 1386
در جواب سئوال شما باید بگویم تفاوت کشورما با دیگر کشورها این است که بر عکس
کشورهای دیگر ما فقط به منافع فردی خودمان فکر می کنیم تا منافع جمع!
ثانیا به جز خودمان هیچ کس دیگر را قبول نداریم!
به امید موفقیت و سر بلندی تمامی دوستان گرامی.
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
از همه دوستان عذر مي خوام دير به دير به وبلاگ سر مي زنم !
من كيشم و جاي همه شما را تو اين جزيره زيباي خليج فارس كه الان
هواش بهاري هست حسابي سبز مي بينم.
موفق باشيد.
دوشنبه نوزدهم آذر 1386
آرش جان یادت هست یه تسبیح آورده بودم ۲ برابر تسبیح آقای نوری!
آقا مهدی سلام. خوشحالم بازم اون شوخ طبعی که از دوران طرح کاد ازت سراغ داشتم هنوز داری
ولی من عقیده دارم اسم وبلاگ اسم با مناسبتی هست! و اگه اون آدمای ناجور هم اومدن نهایتا"
هدایتشان می کنیم (به راه راست)!
با آرزوی توفیق روز افزون برای تمام دوستان عزیزم.
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386
خيلي خوشحالم دوباره تونستيم حال و هواي ۱۷ سال پيش رو زنده كنيم
با تشكر از بهروز وآرش و بهمن عزيز

