تبليغاتX
فارغ التحصیلان ریاضی رامسر

چهارشنبه سی ام بهمن 1387

مسجد تاریخی آدینه (قسمت اول)

در حال حاضر کهن ترین مسجد پس از مسجد آدینه مسجد جامع لاهیجان است. اما از نظر تاریخی مسجد جواهرده با پیشینه یقینی نهصد ساله از کهن ترین مساجد و قداست ترین آن ها می باشد. هر ساله از گیلان و مازندران شماری از مردم برای زیارت و شرکت در مراسم خاص گل کاری آن گرد می آمدند و با اجرای برنامه های شاد نمایشی و کشتی و مبارزه های مردان به شکل کشتی گیل مردی می کوشیدند تا علاقه خویش را به مسجد نشان دهند.

مسجد آدینه در اندیشه بسیاری از مردمان حتی برخی از علمای گیلان چون آیت الله مهدوی سعیدی لاهیجی از ارزش و جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار بوده است. به نظر ایشان مردم گیلان تشیع امامی را از مردم آخوند محله و علمای بزرگ تنکابن دارند؛ زیرا آخوندمحله رامسر که پایگاه اندیشه دوازده امامی بوده است با علمای به نامی چون شل شریف سرابی تنکابی و سید بزرگوار پله سید ( پله به معنای بزرگ ) و بسمل و خاندان معروف الهیان و دیگر علمای به نام موجب شده است تا اندیشه شیعی امامی در منطقه غرب مازندران تا غرب گیلان رواج و گسترش یابد. وی همواره از آخوندمحله به عنوان پایگاه به نام شیعه و عالمان یاد می کرده است و به نویسنده به یاد آن بزرگان احترام و ارج بسیار می نهاد.

مسجد آدینه که همان مسجد جامع است مهم ترین پایگاه دینی در کل منطقه بوده است. این مسجد گویا پیش از آن که به مسجد و به اصطلاح بومیان مزگت تبدیل شود از عبادتگاه های زرتشتی و حتی بر باور برخی از معابد پیش از زرتشتیان و گبرها یعنی معبد آناهیتا بوده است.

تاریخ بنای مسجد آدینه

گرچه نمی توان نظر خطعی درباره تاریخ نخستین بنای این مسجد ابراز نمود، اما قراین و اماراتی هست که ما را در پی بردن به تاریخ تقریبی بنای اولیه آن کمک می کند:

اول این که: حسن الاطروش ناصر کبیر اواخر قرن سوم (287 هجری قمری) وارد هوسم ( رودسر امروزی) شد و چهارده سال به نشر آیین اسلام پرداخت [3] و به گفته ابن اثیر: « از گیلان و دیلمان کسانی که در این سوی سفیدرود تا آمل، نشیمن داشتند دعوت ناصر را پذیرفتند و پیرو مذهب تشیع شدند» [4] و از آثار او مسجد رودبارک اشکور و مسجد گیلاکجان ( یکی از روستاهای حومه رودسر) است. [5] این که جواهرده در عصر ناصر کبیر وجود داشته، امری مسلم و قطعی است چرا که در «حدود العام» که کتاب جغرافیای جهان است و در نیمه دوم قرن چهارم(حدودا هفتاد سال پس از ناصر کبیر) نوشته شد، به ده ناحیه دیلم اشاه گردید که «جوداهنجان» از آن جمله است و به عقده رابینو سفرنامه نویس انگلیسی منطبق با جورده تنهجان بوده [6] و با توضیحاتی که در آغاز این بخش آمده است انطباق آن با جواهرده امروزی غیر قابل انکار می باشد

بنابر این بدیهی است که جورده تنهجان که در فاصله ای نه چندان دور از هوسم قرار دارد، از این تغییر آیین به دست ناصر کبیر مستثنی نبوده و مردم پیرو مذهب تشیع شدند که تاسیس مسجد یکی از آثار اولیه آنان است.

دوم این که: آدینه واژه از پارسی سره است که به معنای جمعه می باشد و در تمامی نواحی کرانه های جنوبی دریای خزر و رشته کوه البرز، کمتر مسجدی را می توان یافت که نام آن آدینه باشد و اغلب به نام مسجد جمعه شهرت دارند و معمولا مسجدی که در آن نماز جمعه بر پا می شود دارای چنین نامی است و چون در قرون اولیه اسلامی نسبت به اقامه نماز جمعه اهتمام بیشتری ورزیده می شد و انجام آن از واجبات محسوب می گردید، لذا در هر شهر یا مرکز ولایت مسلمان نشین، یک مسجد جمعه وجود داشت. در منابع تاریخی مربوط به قرون اخیر، مسجدی را نمی بینیم که در این نواحی نام جمعه بر آن نهاده باشند و اگر هم مسجدی دارای چنین نامی است متعلق به قرون اولیه است که مسجد آدینه را می توان از آن جمله به شمار آورد. مضافا از نام «آدینه» چنین پیداست که هنوز واژه های عربی نظیر جمعه در این ناحیه رایج نشده بود، چرا که مردم تازه به اسلام گراییده و بیش و کم پیروان کیش زردشتی در گوشه و کنار به چشم می خوردند و اغلب، واژه های غیر تازی به کار می بردند که واژه «آدینه» از آن جمله است. گفته رابینو که «تا قرن چهارم پیروان مذاهب دیگر در این نواحی بیش و کم به چشم می خورند» [7] موید آن است.

سوم این که: چنان چه در موارد یاد شده تردیدی حاصل شود لااقل می توان گفت که این مسجد در سال های آخر قرن ششم و یا اوایل قرن هفتم هجری قمری در دوره استیلای اسماعیلیان بر این منطقه بنا شده است.

جانشینان حسن صباح در سال 590 هجری قمری به دنبال سازش با « هزار اسب بن شهر نوش» یکی از ملوک پادوسپانی، هوسم تا سخت سر را به اشغال خود در آوردند و پنجاه سال بر این محدوده از ساحل دریای مازندران تا الموت فرمانروایی کردند. [8] آنان مانند اسماعیلی مذهبان دیگر پارسی زبان، بر به کار بردن هر چه بیشتر واژه پارسی همت می گماردند و اغلب سعی داشتند که کمتر واژه عربی به کار برند و واژه هایی چون «آدینه» در آثار بزرگان این طایفه نظیر سرنامه ناصر خسرو علوی قبادیانی مروزی، فراوان به چشم می خورد. از این رو بعید به نظر نمی رسد که مسجد یاد شده در عهد آنان بنا شده و این اسماعیلیان بودند که چنین نامی را بر آن نهادند. چیزی که توجه همگان را بر می انگیزد این است که واژه آدینه هنوز بر سر زبان هاست و هیچ گاه نشد که واژه جمعه جایگزین آن شود.

بنا به روایات محلی آخرین تجدید بنای مسجد آدینه جواهرده به سال 1045 هجری قمری به دست ملا شریف معروف به «شل آخوند» که در عصر خود از علمای بزرگ به شمار می آمد، انجام گرفته که خود از اهالی محل یاد شده بوده است.

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 10:7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387

رسم مسجد گلکار در رامسر-قسمت دوم

زندگی
در مرگ یا مرگ در زندگی در عین سادگی مچد گلگار حکایت از بینش اسطوره ای
دارد ، شاید قاطبه مردمی که مشغول به گل مالی کردن گوشه ها و بطن مسجد
آدینه بودند از این بینش اسطوره ای خبر نداشته باشند؛ اما خوب می دانستند
که گلکاری مسجد در فضایی توام با جشن و سرور صورت می گرفت، و این در حالی
بود که حیاط حدود پنج  هکتاری آینه مچد قبور اموات
آنها نیز بوده ، چنین نگرشی به زندگی و حیات مجدد مسجد در واقع پذیرش اصل
معاد است، روزگاری که در سرمای بی عملی مردم هر کسی باید جامه ای در خور
از عمل نیک داشته باشد تا بتواند سرمای سرد قیامت را تحمل کند، لذت عمل
نیک در هر جایی توام با نشاط همراه است، بنابراین زندگی همراه با مرگ نوعی
سخره گرفتن مرگ یا بی اعتنایی به آن نیست؛ بلکه نوعی آمیزش با زندگی مردم
بود، چیزی که اکنون به آن بی توجه هستیم در واقع هم اکنون وقتی به قبرستان
می رویم دچار نوعی افسردگی می شویم ؛ در حالی که در گذشته مسلمانان و حتی
زرتشتیانی که در این نواحی ساکن بودند برای اینکه اجساد مردگانشان از شر
بدی و شرارت دور شود آن را در آفتاب داغ بلندی وژک( کوه روبروی مسجد آدینه
) قرار می دادند تا آنقدر آفتاب بر آن بتابد که سپیدی استخوانهای اموات
تقدیم خاک شود؛آنوقت بود که  حتی به قول مولوی شاعر
قرن هفتم به شب مرگ شب تعریس ( شب عروسی ) می گفتند؛ با چنین تفکر نانوشته
ای بود که گویا مردم مردگان خود را نیز در پس همان گردهمایی ارزشمند مچد
گلگاری می دیدند و صد البته بنا به تفکر خیامی؛ شاید همان گلی که بر
دیواره مسجد قرار می گیرد پاره ای از وجود یکی از اموات و اجداد و در


همانهایی باشد که در حیاط مسجد به آمیزش با زندگی و نشاط مشغولند.


درکارگه کوزه گری رفتم دوش       دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش


ناگاه یکی کوزه برآورد خروش       کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش


نحوه گلکار:


مناسبت
گلکار مچد تاریخیت دارد، برای همین زمان و مکان نقش اساسی در آن ایفا می
کند چه اینکه مسجد ساخته شده از گل مثل آسید سعید، واجب الاحترام و تنگدره
ابجی در جاهای دیگر هم بوده، در چنین رویکردی است که فهم مکانی که مردم،
سنتی را در آن اجرا می کنند ، پیش از آنکه جنبه جغرافیایی داشته باشد؛
ازمنشی اسطوره ای تاریخی حکایت می کند که پیوسته از تاریخ به اسطوره و بر
عکس جاری است ، از همین رو می توانیم هر یک از برنامه های موجود اعم از
بازیها ، جشن ها و ... تا گلکاری را با رویه های اساطیری مورد بررسی قرار
داد. گمانی که دکتر منوچهر ستوده نیز در کتاب شهیر از آستارا تا آستارا
آباد بر آن تأکید می کند و رسم گلکاری در مسجد آدینه را به قبل از اسلام
حواله می دهد: نام کهن این مسجد (آدینه) دزگامزگتی است، گلکاری ظاهراً
مربوط به دوران قبل از اسلام است ، زیرا در تعمیر و مرمت مساجد اسلامی
چنین رسمی وجود ندارد، این عبارت اگر چه با تردید بیان شده؛ اما اگر به
سابقه مساجد اسلامی  مراجعه کنیم ، هیچ مسجدی نیست
که با چنین رسمی جامه ای نوین از گل و عطر گلاب بر تن خود نماید ، آن هم
به دست دوشیزگان محلی (ستوده ، 34) . اگرچه در طول تاریخ این مسجد دچار
حوادثی مثل زلزله 1044 ه .ش شد ؛ اما سنت های مترتب بر آن زنده و از نسلی
به نسل دیگر منتقل شد. - مجال نشانه شناسی در این میانه نیست، امیدوارم
عمری باشد در مقاله ای این مباحث را بگسترانم - و اما گل عنصر بایسته ای
نزد مردم کهن ایران زمین است، به جز آفرینش آدمی که بنا به نقل قرآن کریم
از گل بوده ، آمیزش مردم با گل و روزی طلبی از اندرون خاک نوعی تقدس به
این مام پر گهر داده است، علاوه بر استفاده روزمره از گل برای سرشویی ،
جامه شستن، ظرف شستن نیز مورد استفاده قرار می گرفت:


بگفتا من گِلی ناچیز بودم                ولیکن مدتی با گُل نشستم


بر
اساس تقویم گالشی مراسم آغاز سال جدید(نوروز بَل) به طور تقریبی وابسته به
محل برگزاری و نحوه قراردادن پنج روزکبیسه بین سیزدهم تا هفدهم مردادماه
برگزار می شد (گاه شماری و سال شماری دیلمی ، امین حسن پور) ، هفدهم
مردادماه در واقع عید نوروز گالشی محسوب می شود که به آن نوروزما می گفتند
این ماه از هفدهم مرداد آغاز و تا پانزدهم شهریور ادامه می یابد، در گذشته
های نه چندان دور مردم خوش مشرب گالش برای شادمانی هیزم فراوانی را جمع
کرده و آتشی گسترده و جالب توجه روشن می کردند که این روشنایی از آغاز صبح
تا پاسی از شب ادامه داشت، در کنار این روشنایی و شور و شوق آتشین انواع
بازی ها شکارها و مراوده های بومی صورت می گرفت ، طبل زنان و کرنا زنان با
ساز خود همه مردم را دور آتش جمع می کردند تا شادمانی خود را تقسیم کنند،
این آتش البته می تواند رمز پرشکوهی از سوزاندن کینه و نفرت و شیطان دروغ
در سال گذشته باشد، البته روشن کردن آتش در هرم سوزان مردادماه از چند
منظر حایز اهمیت است . نخست اهمیتی است که کوه نشینان به آتش می دهند،
دیگر این که آتش پاک کننده خبائث ا و روشنا بخش زندگانی است، همهمه فرا
رسیدن این جشن بزرگ در قدیفه ها ، لاوندها (چادرشب) و پارچه های دوخته شده
نیز به خوبی نشان داده شده است، در برخی از سوزن دوزی ها تصویر زنانی با
لباس محلی را نمایان می کند که با مجمعی بزرگ در دست به سمت آتشی فروزان
پیش می روند ، زنان عمدتاً با لباس رنگی بویژه رنگ قرمز نخ دوزی شده اند،
در هر بخش از این پارچه ها که توسط دختران و زنان عمدتاً در میدان بزرگ
چاک دشت و دیک سر دوخته می شد، فصول گالشی را به صورتی در هم تنیده؛اما
گویا نشان می دادند، این پارچه ها و البته چادرشب ها اگرچه از طرح اولیه
ای برخوردار بوده اما قاطبه بافندگان از فلسفه چنین نقوشی بی خبر بودند؛
متأسفانه در دهه های اخیر چنین پارچه بافی هایی را در جواهرده ندیده ام ،
اما نمی توان حکم به قطعیت توقف دوخت و بافت آن داد.


نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 9:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

کشتی گالشی

کشتی گالشی در چاک دشت ییلاق جواهرده به داوری آقای اسماعیل محمد زاده

 

 

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 11:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

رسم مسجد گلکار در رامسر-قسمت اول

تصویری از یک مراسم


اولین جمعه مرداد ماه  برخی
گویند (حدوداً هفدهم مرداد ماه شمسی) مردم که تا این زمان از طریق خطاب
های شفاهی به یکدیگر خبر داده اند؛ در حیاط آینه مچد (آدینه مسجد) جمع می
شوند ، تقریباً شبیه سیزده بدر فعلی ما ، از هر گروهی می توان در جمع
گردآمدگان دید، بقال، پارچه فروش ، سبزی فروش، تنقلات ، اما بخش قابل توجه
لافند بازی و مارگیری (معرکه گیری) بوده که عمدتاً توسط پهلوانانی از
گیلان و مازندران انجام می گرفت . در لافند بازی که بسیار مورد توجه عامه
قرار داشت ، بعد از سرنا و کرنای همراه لافند باز، شیطانه ـ مردی با چهره
ای سیاه شده و لباسی خنده آور ـ شروع به جست و خیز می کند تا اندکی مردم
را بخنداند. در واقع از منظر وی با عمل خود چشم بد را از لافند باز دور می
کند و متوجه خود می نماید؛ مدتی پس از آوای سرنا و کرنا لافند باز به
آرامی از طناب بالا می رود و باقی ماجرا که شما هم شاید ـ و حتماً ـ بارها
دیده اید، در جایی دیگر گروهی از مردم به تماشای مارگیران(معرکه گیران) می
روند ، این معرکه گیران البته مار هم همراه خود دارند؛ اما در بخشی از
گفتار خود اشاراتی به داستان کربلا و ماجرای ابومسلم خراسانی سردار ایرانی
دارند که به خونخواهی امام حسین (ع) بر امویان شورید ، در تصاویری که بر
روی پارچه ای مستطیل شکل و بلند و عریض کشیده شده بود دیگ هایی بزرگ دیده
می شد که امویان درون آن دیگ جزع و فزع می کردند و مرشد با آب و تاب
داستان خونخواهی امام حسین (ع) را نمایش می داد ، در اجتماع مسجد گلگار
ویژگی منحصر به فردی نیز دیده می شد و آن جامه نو پوشیدن مردم بود ، گویا
به همان صورت که مسجد با گل آرایش می شود، آنان نیز لباسی نو پوشیده اند
تا به تماشای خلعت پوشی مسجد آیند، در این میان جوانان دختر و پسر نیز
دنیایی داشتند ، بسیاری از آشنایی ها و ازدواج ها در این روز محقق می شد،
تحققی بر اساس پابندان دینی و مذهبی ، در همهمه جمعیت حاضر در حیاط مسجد
گروهی نیز بر سر مزار اموات خود شمع یا پیه می سوزاندند ، دسته گل یا
مرزنگوش بر جلای سنگ های نسخته جلوه می داد، تخته سنگ های قبور اموات در
این روز میدانی دل انگیز برای کودکان محسوب می شد، جلبک های موجود بر روی
سنگ کوهی؛ نوعی حنا محسوب می شد که کودکان با رقیق کردن آن توسط آب دهان و
مالش آن را بر کف دست خود می زدند تا دستشان رنک حنایی شود، دختران بزرگتر
بر کودکان خلیفه گری می کردند تا یکایک کف دست آنهاحنای خرزهره بگیرد.

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 11:1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

مرگ درخت پیر

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:28 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

دنیای وارونه ی وارونه

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

نیوتون و جاذبه زمین

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 11:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

نیوتون و جاذبه زمین

 

این همون درخت سیبیه که نیوتن زیرش به شهرت رسید

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 11:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ.......

 مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما

در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان

تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند.. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ

بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند..

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را

تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد

خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را

خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

 

نتیجه اخلاقی داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با

سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. اگر ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،

پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا آسان نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و

این پاداش را دریافت کنید؟

 

ستایش خدایی را است بلند مرتبه!

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 11:31 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

سلام

سلام به همه دوستان

 پیشاپیش فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت میگویم

السلام و علیک یا ابا عبدالله

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 11:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

گردهمایی سوم

 

با سلام به همگی دوستان عزیز

نظر خود رو در مورد دیداری مجدد از تاریخ ششم تا نه اسفند که چند روز تعطیل هست اعلام نماید.کسانی که آمادگیش رو دارندلطفا روزی رو که میتوانند حضور بیابند بگویند.راستی از دوستانی که در رامسر زندگی مینمایند در صورت برگذاری گردهمایی سوم هیچ گونه عذری جهت عدم حضور پذیرفته نمیشود.

نوشته شده توسط امیرآرتنگ در 6:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

وقتی ریاضی دان عاشق می شود!!!

 

 

شعری از پروفسور هشترودی در مورد ریاضیات

 

 

 

منحنی قامتم، قامت ابروی توست

 


خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی اوست

حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست


بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها


آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست



پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو


گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا


ناحیه همگراش دایره روی توست

(پروفسور هشترودی)

نوشته شده توسط مهدی حلاجیان در 4:59 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

الگوی شما در زندگیتان کیست؟

 

 

بدون نگاه کردن به جوابها  تست زیر را انجام دهید
             
یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.

 
آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.

حاصل را بعلاوه ۳ کنید.

  .دوباره حاصل را در3 ضرب کنيد

 

یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید

ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر  عددتان ۲۳ است ۲ را با ۳ جمع کنید(



 
حالا به پایین صفحه نگاه کنید.......... 

 

 

حالا با توجه به عدد بدست آمده و لیست زیر ببینید الگوی شما در زندگیتان کیست؟

۱ - سعید میر ابوطالبی
۲ - بهروز احمدخانی

 ۳- بهمن برزگر

۴ - سید محمد بنی مهد

۵ - سید اسحق بهروان 

۶ - آرش رحیمیان

۷ - محمد حسن کتابتی

۸ - سید محمد بنی مهد

۹ - مهدی حلاجیان

۱۰ - کوروش سروری

۱۱ - حسین حسن نژاد

۱۲ - امیر آرتنگ

۱۳ - عباس پهلوان بخش

۱۴ - بقیه ی دوستان

 

میدونم میدونم .... من یه تاثیر خاصی روی مردم دارم........یه روز هم تو میتونی مثل من بشی..... باور کن!http://blogfa.com/images/smileys/17.gif
.

.

.
اوه راستی... http://blogfa.com/images/smileys/11.gifاینقدر عددهای متفاوت رو هی امتحان نکن.... باهاش کنار بیا... ظاهرا من الگوی زندگی تو هستم

البته این یه شوخی و بازی بامزه است. حتما با دوستان دیگر خود آن را به اشتراک بگذارید.

نوشته شده توسط مهدی حلاجیان در 4:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

پاسخ جالب انيشتين به خواستگارش

  مي گويند مرلين مونرو يك وقتي نامه اي به آلبرت اينشتين نوشت كه فكرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین "در جواب نوشت :  

ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم . واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بالعکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

 

نوشته شده توسط مهدی حلاجیان در 4:30 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

مرد و زن و دلایل افتخار به خود


20 دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید : 

 1. نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است.

2  .مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.

3.برای یک مسافرت یک هفته ای  تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

۴.در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6.جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.

7.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9.همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.

10.اگر در 34 سالگی هنوز مجرديد  احدي به شما ایراد نمی گیرد.

11.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.

13.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14.بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.

1۵.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.   

16.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18.در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.

19.احتمال مدير شدنتان زياد است.

20.مي توانيد چند زن داشته باشيد.(احتياط! معلوم نيست خوشبخت شويد 

20 دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید ( برای همسرانتان ) : 

1-  نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است  روي شما مي گذارند.

۲- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

۳- آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

4- عشق و هنر ابداع شماست.

5- زيبايي مخصوص شماست.

6- هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.

7- بهشت زير پاي شماست.

8- هميشه تميز و نظيف هستيد.

9- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

10- مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه .......

11- حق تقدم با شماست.

12- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.

13- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

14- نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.

15- به جزئيات زندگي و رفتاري با دقت نگاه ميكنيد و آنها را در حافظه خود جاي ميدهيد.

16- درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است.

17- ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است.

18- موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.

19- مردان از دامن شما به معراج مي روند.

20- حرف آخر را شما مي زنيد.

نوشته شده توسط مهدی حلاجیان در 4:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

از خدا پرسیدم

از خدا پرسیدم دوست دارید بندگانتان چه بیاموزند؟
گفت: بیاموزند که انها نمی توانند کسی را وادار کنند عاشقشان باشد.
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
بیاموزند که چند ثانیه طول می کشد تا زخمی عمیق در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها طول می کشد تا ان زخم التیام یابد
بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد کسی است که به کمترین ها قانع است
بیاموزند که انسانهایی هستند که انها را دوست دارند اما نمی دانند چگونه عشقشان را ابراز کنند
بیاموزند دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند اما متفاوت ببینند
به خدا گفتم ایا دیگر چیزی هست که باید دانست
گفت: این که بدانند من همیشه و همه جا هستم.

از خدا پرسیدم چه چیز در مورد انسان شما را متعجب می کند.

گفت کودکیشان این که انها از کودکیشان زود خسته می شوند و عجله دارند که زود بزرگ شوند. بعد گله می کنند که ای کاش کودک بودند.
سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست بیاورند و بعد پول خود را خرج می کنند که سلامتی را به دست اورند.
  با نگرانی حال را فراموش می کنند برای اینده نه برای حال زندگی می کنند و نه در آینده.
  به گونه ای زندگی می کنند که هرگز نمی میرند و انگونه میمرند که هرگز زندگی نکرده اند



 

نوشته شده توسط مهدی حلاجیان در 4:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

ریس اداره راه و ترابری استان نورد راین وست فالن (استانی که ما زندگی میکنیم) در حین رانندگی سرعت بیش از حد مجاز داشت و توسط پلیس متوقف شد و به عنوان جریمه گواهینامه رانندگی اش را برای ۴ هفته از او گرفتندو او از شغل خود استعفا داد و گفت که من نمی تونم مجری قانونی باشم که من خودم اونو اجرا نمیکنم .
نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 1:46 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387

بهار در زمستان

درخت آلوچه ی توی حیاطمون که تهرانیها بهش میگن گوجه سبز با وجود اینکه زمستانه و تمام برگهاش خیلی وقته ریخته ولی به طرز جالبی میوه داده و اونهم فقط یه دونه .این عکس مال امروزه جمعه ۲۶/۱۱/۸۷

و این خاصیت عشق است

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387

سفال سر خانه

تصویری از  "سفال سر خانه" در نزدیک رودسر که متروکه و بی صاحب مانده  

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:34 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

والنتاین ایرانی

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.

ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست 
سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می کردند این میشه حرمت واقعی زن- ببینین دین مهر یعنی چی!! 
« این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 6:24 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

تاریخچه ی والنتاین

تاریخچه ۱:

تاریخچـه روز والنتاین - و الهـه قدیــس این روز خاص - در پرده ای از ابهـام فرورفتـه است. تنـها همین قـــدر میدانیـم که ماه فوریــه از گذشته های دور ماه مهرورزی و تحقق عشــق بوده است. همچنیـن میدانیم که روز سنت والنتاین بقایائی مشترک از آئین رایج در میان مسیحیان و رومیان باستان است.

به راستی سنت والنتاین چه کسی بود و چه اتفاقاتی برایش افتاده که روز خاصی را در تاریخ به خود اختصاص داده است؟

امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگی والنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشـــق و محبت هستند.

یکی از افسانه ها حاکی از آن است که والنتاین که در قرن سـوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است. هنگامیکــه امپراتـور کلادیــوس دوم به این نتیجـه میرســد که سربازان مجرد در مقایسـه با سربازان متاهــــل با کفایت تـرو قدرتمندتـر هستنـد٬ ازدواج مردان جـــوان را غیـر قانونـــی اعلام میکنـد تا بدیــن ترتیـب بر تعـــداد سربازانش افزوده شود. والنتاین که این حکـم را بسیـار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیـوس سرپیچــی میکنــد و مردان و زنان جوان را در خفـــا به عقـد یکدیگر در می آورد. هنگامیکـه کلادیـوس از این عـمل  والنتــاین آگاه می شود و وی را به مرگ محکوم میکند.

 عده ای دیگر می گویند که علت کشته شدن والنتـاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بود که در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجــه قرار میگرفتند.

بر اساس یکی دیگر از افسانه ها والنتاین خودش اولین هدیه والنتاین را برای معشوقـش می فرستـد. میگویـند هنگامیکه والنتاین در بند بوده دلداده دخـتر جوانـی میشود که بنا به روایتی دختر زندانبـان آن زندان بـوده است. پیش از مرگش نامه ای برای آن دخـتر نوشتته و در پایان چنیـن امضاء میکند والنتاین تو و این عبارتـی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشـم میخورد.

همانطـور که گفتـه شد اگر چه حقیقت وجـودی والنتایـن همچنان در پرده ای از ابهام فرو رفته است در تمامی افسانـه ها شاهد هستیـم که والنتایـن پیکـره و در حقیقت نمــادی از همدلـــی دلســــــــوزی و از همـه مهمـتر عشــــــــــق است بنابرایـن تعجبــی ندارد کـه تا سـده میانـه یعنی همان قرون وسطی٬ والنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیس ها در انگلستان و فرانسه بود.

 تاریخچه ۲:

عده ای اعتقــاد دارند که روز والنتـاین را به مناسبت سالگـرد مرگ والنتـاین جشن میگیرنــد - که احتمالا حـدود 270 بعـد از میـلاد اتفـاق افتـاده است - عـده ای دیـگر ادعـا میکننــد کلیســـای مسیحیت از آن رو روز والنتایــن را جشـن میگیرنـد کـه به فستیوال شرک آمیز و کافرانـه لوپرکالیـا جنبـه تقـدس و دینـــی ببخشند.

در روم باستان فصل بهار رسـما در ماه فوریه آغاز میشد و اعتقاد داشتند که فوریه ماه تصفیــه و پاک شدن از پلیدیهـا است آنها خانه هایشان را کاملا تمیــز  میکردنـد آنگاه نوعـی گنــدم را به نمک می آمیختنـــد و آن را در همه جای خانه ها می پاشیدنـد.

فستیـوال لوپرکالیـا که روز 15 فوریـه آغاز میشد به فائونــوس الهـه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رمو  بنیانگذاران روم - اختصـاص داشت برای شروع فستیـوال اعضـای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند بنیانگذاران روم اعتقـاد داشتنــد که آنهــا در این غـار توسـط  یک گرگ مـاده حمایت می شونــــد آنگاه کشیشــان رومـــی یک بــز را بـه نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی میکردند آنگاه پشم بز را می چیدند آنها را به خون آغشتـه میکردند به خیابانـها می رفتند و پس از مالیـدن پشم آغشته به خون بز به صورت زنان به مزارع گنـدم رفتـه و آنجا را نیــز غرق به خون می کردند البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمر و نیکو خواهد شد.

همچنین براساس یکی دیگر از افسانه ها همه دختران مجـرد شهر عصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته و آن را در یک بستو گلدانی ویژه (برای نگهداری وسائل گرانقدر) می ریختند آنگاه هرکدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامـی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن آشنا می شدند این کار اغلب به ازدواج می انجامید.

 تاریخچه ۳:

پاپ اعظـم گلاسیـوس نخستیــن بار در حـدود 498 پس از میلاد روز 14 فوریـه را روز سنت والنتــاین قرار داد بنابراین روش قرعـه کشـی رومیـان برای انتخاب همسر ضد مذهب و غیر قانونــی اعلام شد. بعـدها انگلیسیهـا و فرانسویها در قرون وسطی بر این باور شدند که 14 فوریه آغاز فصل جفتگیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز والنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند.

یکی از قدیمیترین و شناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده شعری است که چارلز دوک اورلئان هنگام اسارتش در برج لنــدن که به دنبــال جنگ آگین کورت اتفاق افـتاد به یاد همسرش می سراید.

در قرن هفدهــم در بریتانیای کبیــر بود که روز والنتایــن را در سرتاسـر کشــور جشن گرفتـند در اواسـط قرن هجدهــــم دوستـان و دلدادگان از هرطبقــه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگـر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانـه می دادند.

در پایان قرن هجدهــم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپـی جایگزین دست نوشتـه ها شدند در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منـع می کردند کارتهــای از پیش آمـاده شده بهتریـن روش برای نشان دادن احساسات و علایق یک فرد به شمار می رفت.  همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت در سالهای بین 1700 تا 1710 بود که امریکائیها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز والنتاین پیوستند.

بر اساس گزارشات آماری ارسـال بیش از یک میلیــارد کارت والنتایـن باعث شده است که این روز به عنـوان دومین روز در تمـام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک رد و بدل میشود -تعداد کارتهــای ارسال شده برای گرامیداشت کریسمس 2/6 میلیارد برآورد شده است. تقریبـا 85 درصد هدایای والنتاین توسط زنـان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده در کشورهای کانادا مکزیک انگلستان فرانسه و استرالیا نیز روز والنتاین را جشن میگیرند.

والنتاین بر تمامی عشاق متاهل مبارک باد

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 6:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

دختر جوان ایرانی‌الاصل رکورد سال ۱۷۱۷ را زد

كسب مقام جوان‌ترین استاد دانشگاه جهاننام آلیا صبور، ۱۹ ساله به عنوان جوانترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گینس ثبت شد.

 

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه خبری worldbulletin، آلیا صبور شهروند امریكایی ایرانی‌الاصل است که كه تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه جهان ثبت كرده است.
وی در سن ۱۰ سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در ۱۱ سالگی به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت.
صبور مدرك لیساس خود را در ۱۴ سالگی در دانشگاه نیویورك اخذ و در ۱۸ سالگی در ۱۹ فوریه، مدرك دکترای خو را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد.
وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیك را در دانشگاه كنكوك تدریس می‌كرد و در حال حاضر، ریاضی و فیزیك در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می‌كند. او یكی از دلایل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره‌ای بیان کرده است.
صبور، اولین شهروند امریكایی است كه رتبه اولین و جوان‌ترین پرفسور زن را در تاریخ امریكا دارا است.
ركوردار قبلی جوان‌ترین پرفسور دانشگاه متعلق به فیزیكدان اسكاتلندی كولین مك لورین است كه در سال ۱۷۱۷ در سن ۱۹ سال و ۷ ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 3:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

رامسر در پنجمین سال پیاپی رتبه اول کنکور سراسری استان مازندران (خبر رامسر)

جلسه شورای آموزش و پرورش با حضور آقاجانکردی سرپرست فرمانداری ـ باقرزاده امام جمعه ـ رضاخانی  رئیس آموزش و پرورش ـ مسئولین ادارات و مدیران مدارس در سالن اجتماعات فرمانداری برگزار گردید.

رضاخانی اظهار کرد: آموزش و پرورش شهرستان رامسر در پنجمین سال پیاپی رتبه اول را در کنکور سراسری کسب کرده است.

وی در ادامه افزود: در گروه آزمایشی رشته ریاضی و فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی به ترتیب در سال قبل رتبه 22، 7 و 3 بوده است که امسال به رتبه 10، 2 و 3 رسیده است.

رضاخانی بیان کرد: امسال شهرستان رامسر رتبه 6 هنر را کسب کرده است و در حوزه فعالیت های پژوهشی، آموزش و پرورش رتبه پژوهش و ارزیابی استانی رتبه اول را کسب کرده است.

رضاخانی با توجه به طرح مدرسه یاران اظهار کرد: از سوی وزارت آموزش و پرورش طرح مدرسه یاران جزو طرح برتر کشوری شناخته شده است و بعضی از شهرها با پیگیری از این طرح در شهرهای خودشان استقبال کردند.

وی در ادامه افزود: در سال 85 تعداد 86 نفر و در سال 86 تعداد 166 نفر و امسال آماری که از مدارس گرفته شده 232 نفر به مدارس کمک کردند. 

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 1:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387

ترک شیرازی (کپی و پیست)

دعوايي که بين حافظ و صائب و شهريار بر سر "آن ترک شيرازي" اتفاق افتاده:

به قول حضرت حافظ:
اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

و صائب در جواب مي گويد:
هر آنکس چيز مي بخشد، ز جان خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

و شهريار در جواب مي گويد:
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را


اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

و دوستي گويد:
هر آن کس چيز مي بخشد، به زعم خويش مي بخشد
يکي شهر و يکي جسم و يکي هم روح و اجزا را
کسي چون من ندارد هيچ در دنيا و در عقبا
نگويد حرف مفتي چون ندارد تاب اجرا را

نوشته شده توسط محمدحسن کتابتی در 10:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387

عکس قرضی از اینتر نت

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 8:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387

گل پامچال رامسر

برام جالب بود که توی جنگل دالخانی این موقع از سال یعنی ۱۸ بهمن ماه گل پاچال در اومده باشه

 

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 8:30 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387

عکسهای دالخانی

دوتا دیگه از عکسهای اون روز که با اقا کوروش پیک نیک رفته بودیم دالخانی رو تقدیم میکنم

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 8:7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387

تولدم مبارک

سلام

امروز ۲۳بهمن سالروز تولدمه

با اجازه رفتیم توی ۳۸ سال ......به قول استاد شهر یار :

جوانی به بر کرد رخت سفر

چو پیری رسید و عصا زد به در

به همراه آن رفت عشقم ز دل

به همپای این عقلم آمد به سر

از این همنشینم چه روی ملال

وز آن میهمانم چه جای کدر

بر اینم سلام و بر آنم درود

که اینم قضا بود و آنم قدر

بفرمایید کیک(البته از اینترنت کپی شده ) 

مثل اینکه توی ۳۸ سالگی آدمی فقط کله اش بزرگ میشه

 

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:45 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387

گابریل گارسیا مارکز- چیزی که من آموختم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم

 

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود


در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند

 

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

 

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد

 

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم

 

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند

 

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است

 

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب

 

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد

 

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد

 

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است

 

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود


در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
 
در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

 

 

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 9:48 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •