پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
جوک
میدونی ترکا به 750 گرم چی میگند؟ نیم کیلو و نیم![]()
از تركه میرسن: اسمت چیه؟ میگه: حمزه، ولی توخونه شیش كوچولو صدام میكنن![]()
بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند
رشتیه ميزنه به ماشينه تهرونيه ، ياروشروع ميكنه به فحش دادن : من خواهرتو ، مادرتو ، زنتو . . . ترکه ميگه : اووووو! يه تصادف كرديم چرا شهوتي ميشي
غضنفر از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا![]()
عجب رسميه رسم زمونه / پيامك شده كار شبونه / ميرن مسيجا / از اونا فقط / هزينههاشون بجا ميمونه.
اصفهانيه بيدار مي شه مي بينه زنش مرده. به دخترش مي گه: اختر! ننت مُردس. صبحونه واسه دو نفر درست كن![]()
از خدا پول خواستم بانك داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا ميترسم تو رو بخوام يه گله گوسفند بده
قطعه اي از شاهكار ادبي غضنفر : شب بود و خورشيد به روشني مي درخشيد پيرمردي جوان يكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خيابان قدم زنان ايستاده بود
يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يكيشون هم ميگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!![]()
زني كه 4 باز ازدواج كرده بود هنوز دختر بود پرسيدند چطور ممنكنه؟ گفت: اولي جانباز بود .... نداشت. دومي رشتي بود بخار نداشت. سومي قزويني بود از پشت ميگذاشت. چهارمي ترك بود ميگفت آدم به ناموس خودش تجاوز نميكنه
به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است
از عشق گفتيم ونمك گير شديم تا ساحل چشمان تو تكثير شديم گفتند غروب جمعه خواهي آمد آنقدر نيامدي كه ما پير شديم
از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون![]()
به ترکه ميگن تو پيامبرا به کدومشون ارادات بيشتري داري؟ ميگه حضرت سوج ميگن : حضرت سوج نداريم که ؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود يا سوج
رشتيه از دخترش ميپرسه: ببينم شبا ميري صبح مياي، کجا ميري؟ دختر: ميرم خونه دوست پسرم، مسئله ايه!؟ رشتيه: نه، فقط ميخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه
من واقعا فرمول دقيقي براي موفقيت، نميشناسم ولي فرمول شکست را به خوبي ميدانم، و آن اينست: «سعي کنيد همه را راضي نگه داريد ![]()
طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم
دلتنگ با تو بودنم اي مهربان ترين.... يكدم بيا و حال دل عاشقم ببين
عشقت را نصيب كسي كن كه لايق ان باشد نه تشنه ي ان زيرا هر تشنه اي روزي سيراب ميشود.
قلب خسته ی منو بیدار کردی…چشم تنهای منو بی خواب کردی….بعد بی خبر خودتو خواب کردی….عزیزم رسم رفاقتو خراب کردی..
دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه لنگه کفش تو دستم منتظرتوهستم
از شهرداري واحد سد معبر مزاحمتون ميشم ، ببخشيد مهربونيتون سد راه دلمون شده . . . !![]()
خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم.
خانم دومی: آخه چرا؟
خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ...
خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم.
خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی!!!
دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پسر: تو احتمالاً خیلی زیبا هستی!
دختر: به چه دلیلی این طور فکر می کنی؟
پسر: خوب، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!
معلم: حمید بگو ببینم آفریقا کجاست؟
حمید با گریه: آقا! چرا هر چی گم می شه از من سراغشو می گیرید؟
پیر زنه به پیر مرده میگه: عزیزم! توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای؟
پیر مرد میگه یک لحظه سکوت!![]()
اولی: مدل جدید پیکان ضربه ی بزرگی بر پیکر صنایع خودرو سازی ژاپن وارد کرد.
دومی: چطور؟
اولی: با دیدن این مدل جدید، تمام صاحبان و مهندسان اتوموبیل سازی ژاپن از خنده مردند!!!
از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ …
گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.
ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
امضا: سیندرلا
...
...
(طرح پیدا كردن شوهر برای دختران دم بخت)
هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه ، فرصت خوبيست براي ديدن مسير طی شده و نگريستن به راهی که پيش روست . گاهی براي رسيدن بايد نرفت
عشق یه سم شیرین هست...بدون نسخه اون کسی که دوستش داری مصرفش نکن.از دسترس بچه ها دور نگرش دار..و در محل تاریک و خنک نگهداریش کن..
فراموش كن چيزي را كه نمي تواني به دست آوري،بدست آور چيزي را كه نمي تواني فراموش كني
زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست، قسم خوردن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها ماندن نيست
كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني، نه حاشيه اي از ياد رفتني![]()
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست؛ پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است
هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه... اونم دماغته! ![]()
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
شاید این شوفاژ گرمای بدن مادرشون رو داره
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
دو فصل از داله خاني
![]() |
![]() |
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
غیر قابل جبران
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه ميخواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.
ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برميداشت، آن مرد هم همين کار را ميکرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نميخواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بيادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي ميخواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.
در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلياش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيتهايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد! در صورتي که خودش آن موقع که فکر ميکرد آن مرد دارد از بيسکوئيتهايش ميخورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرتخواهي نبود.
هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نميتوان آنها را دوباره بازگرداند :
سنگ ......... پس از رها کردن!
سخن ............ . پس از گفتن!
موقعيت .... پس از پايان يافتن!
زمان .......... پس از گذشتن!
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
ورزش کنید
یا حق
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
هرگز پلي را که از آن گذشته اي خراب نکن, تعجب خواهي کرد اگر بداني که بارها ناچار خواهي شد از همان رودخانه عبور کني.

سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
خوشبختی و دوستی
هر كس چيزي را که ندارد، رسيدن به آن را خوشبختي ميداند.
óóóó
هرگز چيزي را كه نميتوانيد بهتر از آن را جايگزينش سازيد از بين نبريد. (پلوتارك)
óóóó
از آنچه كه به آساني به دست آمده، بد نگهداري ميشود.
آشنا شخصي است كه آن قدر او را ميشناسيم كه از او قرض بگيريم، اما آن قدر به او اطمينان نداريم كه به او قرض بدهيم. (بيرس)
óóóó
كسي كه هنري ندارد، دشمني هم ندارد. (آسكاروايلد)
دشمني كه كمترين سوء ظن دربارة او نداريم، بدترين دشمن است. (روخاص)
óóóó
شما نمي توانيد در آن واحد هم کسي را دوست بداريد و هم بي تابانه نيازمندش باشيد. (آندره متيوس)
óóóó
همه دنبال رفيق و رفاقت مي گردند, و همه هم فقط از رفيق انتظار رفاقت دارند. (چخوف)
óóóó
من تقريباً هيچ دشمني ندارم, اما دوستانم با من چنان مي کنند که مجبورم شبها تا صبح در اتاق خوابم قدم بزنم.
(وارل هاردينگ)
óóóó
اي کاش دوستان هم مانند دشمنان يکرنگ و ثابت قدم بودند. (گلادستون)
óóóó
اگر خيلي مهربان باشيد، بسياري از آدمهايي كه شما آنها را دوست نداريد به سويتان متمايل ميشوند. (ويليام فيستر)
óóóó
اگر شما در قلبتان احساس عشق و عاطفه نميكنيد, بدترين نوع بيماري قلبي را داريد.
óóóó
اگرميخواهي احساس واقعي ات را نسبت به شخصي بداني، ببين موقع ديدارش چه حالي به تو دست ميدهد. (شوپنهاور)
óóóó
اگر مدام از دوستت ايراد بگيري، او را از دست خواهي داد.
اگر ميخواهيد براي خود دشمن بتراشيد خود را از دوستانتان برتر نشان دهيد, و اگر ميخواهيد دوستان شما زياد شوند بگذاريد از شما برتر باشند.
óóóó
اگر شما با آقاي نيوتن ميانه خوبي نداريد, اما براي ساختن هواپيما ناچار به تبعيت از قانون او هستيد تا هواپيماي ساخته شده شما كله معلق نشود.
óóóó
بزرگترين دشمن يك انسان خودپسند، دوست صادقي است كه حقايقي ناخوشايند را دربارة شخصيتش به او گوشزد ميكند.
(ارت بو خالد)
óóóó
بسياري از مردم تا به آن حد دين دارند كه از يكديگر نفرت داشته باشند، اما ساحت دين آنان تا به آنجا نيست كه يكديگر را دوست بدارند.
óóóó

سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
لیدو
سلام به همه
امروز صبح تماسی داشتم با دوست عزیزمان اقا مصطفی مبلغی بعد از ۱۸سال یه گپ خودمونی و قول گرفتم که به وبلاگ سر بزنه و نظر بده حالا کی ؟نمی دونم چون حسابی در گیر کاره البته امیدوارم مثل کتابتی عزیز یه شیفت شب بهش بخوره تا به دوستای قدیمش سر بزنه راستی از شب کاری محمد حسن خبری نیست ؟
حالا که اسمش اومد جاتون خالی پریروز غروب حوالی خونه ی پدر خانم محمد حسن اینا بودیم که دو سه تا از مسافرهای باذوق با فشفشه آتیش بازی راه انداخته بودند (ساحل لیدو رامسر ۱۷/۶/۸۷ساعت ۱۹:۳۰)که با یه تماس تلفنی از حسن نژاد عزیز این عیش فقیرانه تکمیل شد
جای همه تون خالی

سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
مسابقه کش تفنگه
بدون شرح
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
یاران قدیمی شبهای ما
یادش به خیر قبل از اینکه ییلاق برق کشی بشه تنها وسایل برای روشنایی در شبها این چراغها بودن البته بعضی ها که مایه دار بودن موتور برق داشتند.غروب که میشد باید چراغها رو نفت میکردیم و خواه و نا خواه دست کمی نفتی میشد و خانه ها یکی پس از دیگری روشن میشدند و چراغهای سوتکا هر چند وقت یک بار باید باد میشدند که این کاره معمولا مردهای خانه بودو همه دور چراغ می نشستندو چون تلوزیون نبود همه با هم گپ میزدند و گاهی هم با فانوس نزد دوستان و همسایه ها شب نشینی میرفتند که بعضی مواقع بر اثر وزش باد دورزنه با (خاموش میشد)
امروزه با وجود برق این یاران همیشگی شبهای ییلاق جایگاه ثابتی بر روی طاقچه ها دارند.
باید قبول کرد که وجود برق و امکانات مربوطه به آن موجب رفاه بیشتر هست ولی ییلاق با چراغ گرده سوز یک صفای دیگری داشت.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
زیر این پل رو هم ببینید

دوشنبه هجدهم شهریور 1387
یک مساله جالب....
-در خياباني، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
-در هر يک از اين خانه ها يک نفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي کند.
-اين پنج صاحبخانه هر کدام نوشيدني متفاوت مينوشند، سيگار متفاوت مي کشند و حيوان خانگي متفاوت نگهداري مي کنند. سئوال: کداميک از آنها در خانه، ماهي نگه مي دارد؟
راهنمايي:
- مرد انگليسي در خانه قرمز زندگي مي کند.
-مرد سوئدي، يک سگ دارد.
-مرد دانمارکي چاي مي نوشد.
-خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
-صاحبخانه خانه سبز، قهوه مينوشد.
-شخصي که سيگار Pall Mall مي کشد پرنده پرورش مي دهد.
-صاحب خانه زرد، سيگار Dunhill مي کشد.
-مردي که در خانه وسطي زندگي ميکند، شير مينوشد.
-مرد نروژي، در اولين خانه زندگي مي کند.
-مردي که سيگار Blends مي کشد در کنار مردي که گربه نگه مي دارد زندگي مي کند.
-مردي که اسب نگهداري مي کند، کنار مردي که سيگار Dunhill مي کشد زندگي مي کند.
-مردي که سيگار Blue Master مي کشد، آبجو مي نوشد.
-مرد آلماني سيگار Prince ميکشد.
-مرد نروژي کنار خانه آبي زندگي مي کند.
-مردي که سيگار Blends ميکشد همسايه اي دارد که آب مي نوشد
منتظر جوابها تو بخش نظرات هستم.
البته به نظر من حداکثر زمان موردنیاز برای حل مساله ۴۰دقیقه است.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
20راهکار برای تغذیه درست در ماه مبارک رمضان
20 راهکار برای تغذیه درست در ماه رمضان
ماه رمضان، ماه نیایش با خداست. بهتر است با استفاده از اصول تغذیه ای زیر احساس ضعف ناشی از نخوردن غذا را در خود از بین ببریم تا بتوانیم به خوبی عبادت کنیم.
عادت تغذیه ای درست آن نیست که خود را از غذا خوردن محروم کنیم و یا یک نوع غذای خاص را بخوریم و غذاهایی را که دوست نداریم، مصرف نکنیم.
اولین و مهم ترین مورد در رژیم غذایی صحیح آن است که غذاهای متنوعی بخوریم. این امر بسیار مهم است، زیرا غذاهای گوناگون، دارای مواد مغذی مختلفی می باشند که هر کدام از آن ها برای سلامتی بدن لازم هستند.
میوه ها، سبزیجات ، غلات و حبوبات همه این ها دارای کربوهیدرات پیچیده، فیبر، ویتامین، عناصر معدنی هستند و کم چرب و بدون کلسترول می باشند. گذشته از این، کالری زیادی را برای بدن فراهم می آورند. بقیه انرژی را باید از لبنیات کم چرب، گوشت بدون چربی، مرغ و ماهی به دست آورید.
شما باید بین کالری ورودی به بدن و کالری خروجی از بدن تعادل برقرار کنید، زیرا در غیر این صورت دچار اضافه وزن خواهید شد.
برای جلوگیری از اضافه وزن، باید ورزش کنید. در این صورت با وجودی که غذا می خورید، اما تعادل در بدنتان برقرارخواهد بود.
بر طبق این نظریه، هر غذایی که به خوردن آن تمایل دارید را مصرف کنید. اگر رژیم غذایی شما متعادل و محتوی مواد مغذی و فیبر باشد، حتی مواد غذایی غیر مغذی را نیز می توانید بخورید فقط به اندازه ی کم و به ندرت تا موجب بروز مشکلاتی در سلامتی شما نگردد.
راهنمای داده شده در زیر، سازنده رژیم غذایی می باشد.
1- از غذاهای پُر فیبر، زیاد مصرف کنید. این غذاها شامل: میوه ها، سبزیجات، حبوبات و تمامی غلات می باشد. این ها جزو گروه کربوهیدرات های مفید می باشند. فواید آنها بسیار است، از جمله اینکه:
مغذی می باشند، باعث احساس سیری می شوند، نسبتا کم کالری می باشند، 30-20 گرم فیبر مورد نیاز در روز را تامین می کنند، به آرامی هضم می شوند، بنابراین اثر کمتری روی انسولین و قند خون دارند. همچنین دارای ویتامین ها و عناصر معدنی مفید برای سلامتی بدن هستند، مانند: ویتامین C ، ویتامین های گروه B و آهن .
2- در رژیم غذایی خود انواع سبزیجات و میوه های سبز، زرد و نارنجی را قرار دهید. مانند: کلم بروکلی ، هویج و لیمو. این گروه دارای آنتی اکسیدان می باشند که برای حفاظت از بدن در برابر سرطان و بیماری های دیگر بسیار مهم می باشند. بهتر است روزانه 5-4 عدد میوه و سبزی فراوانی مصرف کنید.
3- خوردن شکر و کربوهیدرات های تصفیه شده نظیر: نان سفید و همین طور میان وعده های شور و چرب و چاشنی های تند را در رژیم خود کاهش دهید. بسیاری از غذاهای شیرین، چربی زیادی هم دارند، بنابراین کالری زیادی به بدن فرد می رسانند و فرد میل کمتری به غذاهای مفید پیدا می کند.
4- چربی های حیوانی را مصرف نکنید، زیرا دارای چربی اشباع می باشند که باعث افزایش مقدار کلسترول خون می گردند و مضرات فوق العاده زیادی برای سلامتی دارند. گوشت بدون چربی، مرغ بدون پوست و لبنیات کم چرب یا بدون چربی را مصرف کنید.
5- از روغن های نباتی جامد (روغن های مایع گیاهی هیدروژنه شده) در پخت غذا استفاده نکنید، زیرا این ها تبدیل به چربی های نوع ترانس(چربی های اشباع شده) می گردند. این نوع چربی ها در غذاهای آماده بیرون(فست فودها) نیز یافت می شوند.
6- آجیل و ماهی زیاد مصرف کنید، زیرا دارای چربی غیراشباع(چربی خوب) می باشند.
7- بشقاب خود را پُر نکنید. نه آن قدر غذا زیاد بریزید که نتوانید بخورید و نه آن قدر کم، که گرسنه بمانید. این امر را خصوصا در مورد غذاهای پُر کالری رعایت کنید.
8- کلسترول دریافتی را پایین تر از 300 میلی گرم در روز نگاه دارید. کلسترول در غذاهای حیوانی مانند: گوشت قرمز، مرغ، لبنیات و زرده تخم مرغ یافت می شود.
9- تنوع را در رژیم غذایی رعایت کنید. سعی نکنید احتیاجات غذایی خود را با خوردن یک نوع غذا تامین کنید، زیرا ممکن است شما به ماده مغذی ای احتیاج داشته باشید که در آن غذا موجود نباشد، بنابراین با مصرف انواع غذاها می توانید مطمئن باشید که تمام نیازهای تغذیه ای خود را تامین کرده اید.
10- به مقدار کافی کلسیم مصرف کنید. کلسیم برای استحکام استخوان ها و تقویت دندان ها بسیار مهم است. کلسیم را از منابع کم چرب نظیر: شیر کم چرب یا ماست کم چرب فراهم کنید. اگر شما به مقدار کافی کلسیم را از غذا دریافت نمی کنید، می توانید از مکمل کلسیم(با مشورت پزشک) استفاده کنید.
11- سعی کنید احتیاجات ویتامینی و عناصر معدنی خود را از طریق غذاها برآورده کنید، نه از مکمل های دارویی، زیرا مکمل ها نمی توانند جای غذا را بگیرند.
12- وزن خود را ثابت نگه دارید. ورزش کردن و اصولا فعال بودن را در زندگی روزمره خود فراموش نکنید. در ماه رمضان نیز ورزش کردن را فراموش نکنید. شما می توانید ورزش های کششی انجام دهید یا به پیاده روی بروید. رژیم غذایی+ ورزش= کنترل وزن و سلامتی.
13- در ماه رمضان، مصرف چای و قهوه را محدود کنید، زیرا این مواد باعث افزایش ادرار و از دست دادن آب بدن می شوند.
14- بهتر است مانند سایر اوقات، سه وعده غذایی داشته باشید: سحری، افطار و شام. همچنین بین افطار و شام باید فاصله باشد.
15- برای رفع یبوست و بوی بد دهان ، بهتر است میوه و سبزی را در سه وعده غذایی خود منظور کنید. بهتر است بعد از خوردن سحری، 2-1 عدد میوه و مقداری سبزی مصرف کنید و بقیه میوه و سبزی را در زمان شام مصرف کنید.
16- برای ثابت نگه داشتن قند خون، شیرینی و مواد غذایی ناسالم را استفاده نکنید، بلکه خرما بخورید.
17- در افطار از غذاهای حجیم استفاده نکنید، بلکه بدن خود را آرام آرام برای شام آماده کنید. در غیر این صورت شما دچار انواع بیماری های گوارشی از قبیل: سوزش معده ، نفخ و... می گردید.
18- آب را فراموش نکنید. آب در حدود دو سوم وزن بدن را تشکیل می دهد. آب باعث سرحالی و سرزندگی می شود و همچنین برای رساندن مواد غذایی به اندام های بدن لازم است. لذا توصیه می شود که بعد از افطار آب بنوشید.
آب بهتر است ولرم باشد، تا مواد سمی را از راه ادرار و تنفس از بدن خارج کند و همچنین جلوی ورود باکتری های مضر به بدن را بگیرد.
19- برای خوردن سحری وقت کافی قرار دهید و با آرامش و دور از استرس غذای خود را بخورید.
20- بهتر است در وقت سحر از کربوهیدرات های پیچیده استفاده کنید، زیرا این گروه تا 8 ساعت در بدن باقی می مانند. این در حالی است که کربوهیدرات های ساده(مانند: شکر) فقط 3 تا 4 ساعت در بدن می مانند. کربوهیدرات های پیچیده شامل: نان، عدس، جو، غلات، برنج، سیب زمینی ،
امیدوارم که مطلب بالا سودمند باشد.
با آرزوی قبولی طاعات
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
ترکه داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ؛ پسرش میگه واسه چی ، میگه هم مریضیه با کلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد
یه شب یه ترکه به زنش میگه خانم من امشب هوس نون بربری کردم ، زنش میگه خوب برو بگیر منم بخورم
ترکه میره نونوایی میگه شاطر دوتا نون بربری بده شاطر میگه چرا دوتا میگه آخه خانومم هم هوس نون بربری کرده وقتی برمیگرده خونه و نون رو میزاره تو سفره زنش میگه این نون رو از کجا خریدی ، ترکه هم میگه از سر کوچه
زنش میگه خوبه دستت درد نکنه ولی من نمیتونم یه نون کامل رو بخورم ترکه میگه عیبی نداره هر چقدرشو نخوردی بقیشو من می خورم
خوردن که تموم شد رفتن بخوابن هنوز سرشون به بالش نخورده بود که خوابشون برد الان هم خوابن بذاز بیدار شن ببینیم دیگه چیکار میکنن حتما در جریان میذارمتون .......
لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!!
يك لر بعد از ۱۰ دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
لره ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميندازه، بعد از يه مدت دوستاي لره بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ لره ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميكنه
لره دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن
!
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گلدستهای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما
دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما
کی دهددست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
میکند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما
| ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما | آب روی خوبی از چاه زنخدان شما | |
| عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده | بازگردد یا برآید چیست فرمان شما | |
| کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت | به که نفروشند مستوری به مستان شما | |
| بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر | زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما | |
| با صبا همراه بفرست از رخت گلدستهای | بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما | |
| عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم | گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما | |
| دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید | زینهار ای دوستان جان من و جان شما | |
| کی دهددست این غرض یا رب که همدستان شوند | خاطر مجموع ما زلف پریشان شما | |
| دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری | کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما | |
| ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو | کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما | |
| گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست | بنده شاه شماییم و ثناخوان شما | |
| ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی | تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما | |
| میکند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو | روزی ما باد لعل شکرافشان شما |
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
|
امیدوارم از شعر زیر خوشتان بیاید
قاصدک هان چه خبر آوردی ؟ از کجا و از که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی |
![]() | |
|
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
السلام و علیک یا ابا صالح المهدی
به امید ظهور
یا حق ...............التماس دعا |
||
|
می تراود مهتاب می درخشد شبتاب نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک غم اين خفته چند خواب د
ر چشم ترم می شکند.
|
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
کمی دقت کنید شکارهای آقا سعید رو میتونید اون زیر ببینید
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
شعر
یاحق....................التماس دعا
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
شعر
شنبه شانزدهم شهریور 1387
یه طنز گیلکی
دیدم بچه ها طنز گیلکی نوشتن " گفتم نامردیه اینو ننویسم.
البته حین نوشتن سعید آقا تماس تلفنی با من داشت که خیلی خوشحال شدم دستش درد نکنه.
اما طنز :
یه دختر گالش میره تهرون
یه پسر تهرونی بهش میگه : جیگرتو بخورم.
دختره با سرعت میگه : ایششه ویشنا سگ.
شنبه شانزدهم شهریور 1387
چند رباعی
برای تنوع چند تا از رباعیات سروده ی خودمو که البته مربوط به 13-14سال قبل هست رو تقدیم دوستان و دوستداران میکنم :
چشمان تو مضمون غزلهای من است
بین من و تو همیشه از تو سخن است
کنج غمی و شمع و خیال رخ تو
اینگونه مرا شب همه شب انجمن است
اکنون که من از آمدنت بی خبرم
خود را به کف ثانیه می سپرم
در حسرت دیدار تو اما به خدا
از قاصدک غمزده آواره ترم
دانی چه بود شب همه شب تشویشم
روزی نرسد هیچ نیایی پیشم
ای آنکه زچشم تو بود سوختنم
در عین بلا هم به تو می اندیشم
آندم که غریبانه ترین آوازم
باشد به قفس نیمه شبان دمسازم
افسوس کجائی که ببینی تنها
چون چلچله در حسرت یک پروازم
با اینهمه غم تو را ندیدن سخت است
ساز سخنت را نشنیدن سخت است
مرگ دل حسرت زده ام نزدیک است
شنبه شانزدهم شهریور 1387
ای ایران
سرود ملی ای ایران تقدیم به همه ایرانیان
شنبه شانزدهم شهریور 1387
لطیفه های ریزومیزه
حاج آقا طول و عرض این روستای شما چقدره؟
مرد روستایی میگه:
بره ارز پرز می سر در نوشونه
تول دره تا کمر
![]()
شنبه شانزدهم شهریور 1387
میدونی که قشنگرین جای دنیا کجاست؟
با دیدن این عکس جواب سوال مشخصه
شنبه شانزدهم شهریور 1387
بچه های امروز
ترجمه:
سلام بر شما
چه ماشینی ما داریم؟
تلوزیون کجاست؟
چه وقت می تونم یک کامپیوتر داشته باشم؟
جمعه پانزدهم شهریور 1387
سوالهاي از بچهها
| سوالهاي زير را از بچههاي 5 تا 10 ساله پرسيدهاند. اما انگارجوابهاي آنها خيلي بچگانه نيست!
بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟ «۸۴سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و ميتوانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله «مهدکودکم که تمام بشود، ميروم و براي خودم دنبال زن ميگردم!» تام، 5 ساله در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه ميگويند؟ «در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ ميگويند و اين معمولا باعث ميشود که از هم خوششان بيايد و يک قرار دوم بگذارند.» مايک، 10 ساله مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج کند يا مجرد بماند؟ «دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها بايد ازدواج کنند چون يک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بيفتد و تميز کند!» لينت، 9 ساله «بابا اين چيزها سردرد ميآورد. من فقط يک بچهام. من همچين بدبختيهايي نميخواهم.» کني، 7 ساله چرا دو نفر عاشق هم ميشوند؟ «هيچ کس نميداند چه اتفاقي ميافتد، ولي من شنيدهام که يک ربطهايي به بويي که آدم ميدهد دارد، براي همين است که مردم اين قدر عطر و ادکلن ميخرند.» جين، 9 ساله «ميگويند يکي به قلب آدم تير ميزند و اين حرفها، ولي مثل اينکه بقيهاش اين قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله عاشق شدن چطوري است؟ «مثل يک بهمن که براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار کني.» راجر، 9 ساله «اگر عاشق شدن مثل يادگرفتن حروف الفبا سخت است، من يکي که نميخواهم. خيلي طول ميکشد.» لئو، 7 ساله نقش خوشتيپي در عشق «اگر ميخواهيد کسي که در حال حاضر جزئي از خانوادهتان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست که خوشگل باشيد.» ژوانه، 8 ساله «فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه کنيد. خيلي خوشتيپم. اما هنوز کسي پيدا نکردهام که با من ازدواج کند.» گري، 7 ساله چرا عشاق دست هم را ميگيرند؟ «ميخواهند مطمئن شوند که حلقههايشان نميافتد، چون خيلي بالايش پول دادهاند.» ديو، 8 ساله عقايد محرمانه درباره عشق «من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي که وقتي تلويزيون کارتون ميدهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله «عشق آدم را پيدا ميکند، حتي اگر خودت را از آن پنهان کني. من از 5 سالگي تلاش ميکنم که خودم را از آن پنهان کنم ولي دخترها مدام پيدايم ميکنند.» بابي، 8ساله «خيلي دنبال عشق نيستم. فکر ميکنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله ويژگيهاي شخصي براي اينکه عاشق خوبي باشيد «يکي از شما بايد بلد باشد که خوب چک بنويسد، چون حتي اگر صد هزار کيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يک قبضهايي هست که بايد پرداخت کنيد.» آوا، 8 ساله راههايي که ميشود کسي را عاشق خودتان کنيد «به آنها بگوييد که فروشگاههاي زنجيرهاي شکلات داريد.» دل، 6 ساله «يک سري کارها را نکنيد مثلا اينکه کتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممکن است با اين کارتان توجه کسي را جلب کنيد اما توجه، عشق نيست. » آلونزو، 9 ساله «يکي از راههايش اين است که دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت کنيد. حتما يک چيزي بخريد که دوست دارد؛ مخصوصا سيبزميني سرخ کرده.» بارت، 9ساله چطوري ميشود فهميد دو تا آدمي که توي رستوران غذا ميخورند عاشق هم هستند؟ «فقط نگاه کنيد و ببينيد که مرد صورت حساب را برميدارد يا نه. اين راهي است که ميشود فهميد عاشق شده يا نه.» جان، 9 ساله «عاشقها فقط به هم خيره ميشوند و غذايشان سرد ميشود. بقيه بيشتر به غذا توجه ميکنند.» براد، 8 ساله «اگر يکي از آن دسرهايي سفارش بدهند که با آتش درست ميکنند، عاشقند. چون يعني قلب خودشان هم آن جوري است... توي آتش» کريستينه، 9 ساله وقتي مردم ميگويند: دوستت دارم، به چه فکر ميکنند؟ «به خودشان ميگويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي کاش ميشد حداقل روزي يک بار دوش بگيرد.» ميشله، 9ساله چطور ميشود عاشق ماند؟ «اسم زنتان را فراموش نکنيد... اين کار کل عشق را نابود ميکند.» راجر، 8 ساله «همسرتان را زياد ببوسيد. اين کار باعث ميشود او يادش برود که شما هيچ وقت آشغال را بيرون نميگذاريد.» رندي، 8ساله |
جمعه پانزدهم شهریور 1387
درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده
می شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد
تا سفره و نان بینی.... کی جان و جهان بینی ؟
ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما
بر بند سر سفره بگشای ره بالا
ای یاوه هر جایی، وقتست که باز آیی
بنگر سوی حلوایی تا کی طلبی حلوا...
مرغت ز خور و هیضه، ماندهست درین بیضه
بیرون شو از این بیضه تا باز شود پرها
بر یاد لب دلبر خشکست لب مهتر
خوش با شکم خالی مینالد چون سرنا
خالی شو و خالی به لب بر لب نایی نه
چون نی زدمش پر شو و آنگاه شکر میخا...
گر تو به زیان کردی آخر چه زیان کردی
کو سفره نان افزا کو دلبر جان افزا
از درد به صاف آییم و زصاف به قاف آییم
کز قاف صیام ای جان، عصفور شود عنقا
صفرای صیام ار چه، سودای سفر افزاید
لیکن ز چنین سودا یابند ید بیضا
هر سال نه جوها را میپاک کند از گل
تا آب روان گردد تا کشتشود خضرا
بر جوی کنان تو هم، ایثار کن این نان را
تا آب حیات آید تا زنده شود اجزا...
بستیم در دوزخ یعنی طمع خوردن
بگشای در جنت یعنی که دل روشن
بس خدمتخر کردی بس کاه و جوش بردی
در خدمت عیسی هم باید مددی کردن
تا سفره و نان بینی کی جان و جهان بینی
رو جان و جهان را جو، ای جان و جهان من
اینها همه رفت ای جان بنگر سوی محتاجان
بی برگ شدیم آخر چون گل ز دی و بهمن
سیریم ازین خرمن، زین گندم و زین ارزن
بی سنبله و میزان، ای ماه تو کن خرمن ...
(کلیات شمس جزء هفتم صص 92، 91)
جمعه پانزدهم شهریور 1387
شعری از مولا علی (ع)
|
می گویند شاعری در علو مقام و منزلت حضرت علی (ع) این بیت را سرود :
مجرم ! اگر محاسبه ی حشر با علی است من ضامنم هر چه تو خواهی گناه کن
شب که شد در عالم خواب مولا را زیارت کرد که به او فرمود :
مجرم ! یقین محاسبه ی حشر با علی است شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن |
جمعه پانزدهم شهریور 1387
سلام به همه دوستان عزيز
از همه متنشكرم كه اين محيط گرم و صميمي رو فراهم كرديد و همچنان به حضور سبزتان
ادامه مي دهيد .ضمنا" من هم ماه پرفضيلت رمضان رو به همه سروران گرامي صميمانه تبريك عرض مي نمايم .به اميد توفيق روز افزون براي شما عزيزان .





