تبليغاتX
فارغ التحصیلان ریاضی رامسر

دوشنبه چهاردهم مرداد 1387

آرش

من دیشب مطلب دوست عزیز آقای جمشید نژاد رو خوندم فکر بسیار خوبیه و از این دوست عزیز ممنونم.بعد از خواندن این مطلب خواب از چشمان من پرید و ساعتها به این موضوع فکر کردم و نمیتوانستم بخوابم چون فکرم مدام مشغول این مساله بود.

بهروز عزیز هم ایده هایی در این زمینه دادند که بسیار زیبا و خداپسندانه هستند.

نظر من اینه که ما باید ابتدا از کم شروع کنیم .آیا میدونید در رامسر فقط چقدر نیازمند وجود داره؟

به نظر من خیلی زیاد و ما هیچ وقت نمیتونیم که به همه به گونه ای کمک کنیم .در هر کجایی از دنیا و کشورمون وهمینطور شهرمون رامسر تعدادی دانش آموز وجود داره که بسیار مستعد و با هوش هستند ولی به خاطر فقر مالی باید تحصیل رو رها کنند و یا بامشکلات مالی که دارند به گونه ای از قافله کسانی که موفق هستند عقب میمونند.این در حالی هست که این افراد جوان  یا نو جوان یا هنوز کودک هستند و آینده رو در پیش دارند که با حمایتهای من و تو این افراد میتونند شخص مهمی برای جامعه و خانواده خودشون بشن و شاید در آینده کوله باری از دوش دیگر اعضای خانواده بردارند.علاوه بر این میشه جلسات مشاوره ای هم تهیه کرد تا این عزیزان بتونند از مشکلات خودشون صحبت کنن چون بسیاری از این افراد علاوه بر مشکلات مادی مشکلات معنوی و عاطفی هم دارند.با این کار آینده یک کسی که در ابتدای راه زندگی هست تغیر خواهد کرد.برای این کار قدم اول آمار گیری از طرف مدارس مربوطه هست تا دانش آموزان وهمینطور دانشجویان مستعد که از نظر مالی در مضیغه هستند شناسایی و سرشماری بشن.

ممنون از همه دوستان 

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 11:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم مرداد 1387

عکس حسین حسن نژاد گرفته شده درپاییز ۸۶ در محوطه شرکت صنایع فروآلیاژایران تقدیم به همه دوستان

View Full Size Image

 

نوشته شده توسط حسین حسن نژاد در 9:21 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم مرداد 1387

خیر مقدم

بچه ها سلام 

جاداره که از حضور مبارک دو دوست عزیزأفای جمشیدنژادو حسین حسن نژاد که طی

 تماسهای یکی دو روز پیش به من قول داد که حضور پیدا کنه و به

قولش عمل کرد تشکر کنم  که البته مساعدت خانم مهربان حسین

 آقا در ترغیب ایشون نقش مهمی داشته که من از ایشون هم کمال

 تشکردارم به امید دیدار و حضور سرسبز همه ی دوستان حاضر و

غایب

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:14 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم مرداد 1387

...درودی دیگر

سلام

   امکان تایپ فارسی با نصب نرم افزار فارسی ساز برای آقای جمشید نژاد فراهم میشه که ایشون بایستی در صورت تمایل این کار را انجام بدن.
  در خصوص  مطلب ایشان من فکر کردم و به نظرم اومد که میشه در صورتیکه دوستان علاقمند باشند یک کار خوب و جمعی خیرخواهانه را شروع کرد و به تدریج افراد علاقمند رو هم جذب کرد.به این شکل که یک صندوق خیریه (که میتونه یک حساب پس انداز در یک بانک با امضادونفر که بر اساس انتخاب دوستان باشند )ایجاد کرد و هر کسی بر حسب میزان علاقمندیش مبلغی رو ماهانه بریزه تو این حساب و به افراد نیازمندی که تو شهرمون وجود دارند (با الویت بندیهایی که میشه تعریف کرد مثل: دانش آموزان کم بضاعت-بیماران-افراد سالخورده بدون حامی و...)کمک کوچکی کرد.که در صورت شکل گیری چنین کاری قطعا افراد زیادی وجود دارند که به ما ملحق میشن.
در این خصوص منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
شاد و پیروز باشید

نوشته شده توسط بهروزاحمدخانی در 10:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم مرداد 1387

greeting

سلام دوستان عزیز نمی دانید چقدر خوشحال شدم از اینکه دوباره می توانیم با هم در ارتباط باشیم ازدیدن عکسهای دوران دبیرستان که خاطرات زیبای آن موقع ها را زنده می کند بسیارلذت بردم ومی خواهم جمله زیر را به همه شما تقدیم کنم :

Anche ke hasti hediye khodavand be tost  va  Anche ke mishavi hediye to be khodavand ast . pas binazir bash 

نوشته شده توسط حسین حسن نژاد در 9:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم مرداد 1387

مطلب ارسالی دوست عزیز اقای جمشید نژاد از آلمان

دوست عزیزو هم دبیرستانی خوبمون آقای جمشید نژاد برام ای میلی فرستادن که خیلی برام جالب بود و از ایشون اجازه گرفتم و مطلبشونو تو وبلاگ میذارم .منتظر نظرات دوستان هستم.
با سپاس از آقای جمشید نژاد
 
duste aziz salam,
 
merci babate aks ha, chehreye hadotun ro kamelan bekhater daram,
yadame ke shoma ghadet ziad boland nabud va dokme pirahanet hamishe ta khar bala baste bud, yejor hai jedi budi tond ton rah mirafti  :) nemidonam in dorost hastesh ya na vali man injori beyad miram,
hamintor Arash ro kamelna bekhater miaram, ke bache arumi benazar mioad, albate ziad ghavi heykal nabud inaj to akse jadid hamchin heyki shode :)
chand rouz pish behesh zang zadam va koli baham harf zadim,
 
khosh halam ke movafagh hastin va in ertebat ro beyne ham hefz konid, hich chizi ziabatar az refaghat o dosti , mehrabani va baham budan nist,
 
fekr mikonam shoma ba in website mitunid bache haye bishtari ro ham dore ham jam konid, dar eyne hal eteghad daram ke mishe az in potential va goruhi ke bevojud omade kam kam karhai ro sazmandehi kard, be vijeh vaghti kasani be komak niaz darand, ehtemalan dar Ramsar kasani hastand ya khanevade hai hand, be khosus bache ha masalan dar shoruye sale tahsili va ya ayame eid be komak niaz darand, va ya msaele dige ke shoma behtar mitunid chon onja ertebate bishtari ba mardom darin,
man azun adamhai hastam ke eteghad daram hich chizi darin donya bedune dalil etfagh niofte,
age emrouz shoma in website ro dorost kardin va bache felan 35- ta 40 nafar dore ham jam shodan, vaya in ke man baraye shoma minevisam , in dalili barash hast, bayad gasht va ono peyda kard, bayad did chetor shod ke in jam dobare shekl gereft va chikar mishe kard, in kare kheyli ghashangiye ke har chandvaght yekbar az hale ham bakhabar beshim va az khaterate gozashteh begim, amma in kafi nist , bayad did chikar mishe, albate in nazare shkhasi man hastesh, momkene baraye kheyliha bimored benazar biad, behar hal man dar khedmatam,
 
shad bashid
نوشته شده توسط بهروزاحمدخانی در 6:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم مرداد 1387

دوستی

 

تقدیم به همه دوستان خوب از طرف آرش

اثری از فریدون مشیری

 

دل من دیر زمانی است که میپندارد

دوستی نیز گلی است

مثل نیلوفر و ناز

ساقه ترد ظریفی دارد.

بیگمان سنگدل است آنکه روا میدارد

جان این ساقه نازک را

دانسته

بیازارد!

در زمینی که ضمیر من و توست

از نخستین دیدار

هر سخن٬ هر رفتار

دانه هایی است که می افشانیم.

برگ و باری است که میرویانیم

آب و خورشید و نسیمش مهر است

گر بدان گونه که بایست به بار آید

زندگی را به دل انگیز ترین چهره بیاراید

آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف

که تمنای وجودت همه او باشد و بس

بی نیازت سازد از همه چیزو همه کس

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است

در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز

عطر جان پرور عشق

گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز

دانه ها را باید از نو کاشت

آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان

خرج میباید کرد.

رنج میباید برد

دوست میباید داشت!

با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

دست یکدیگر را

بفشاریم به مهر

جام دل ها مان را

مالا مال از یاری ٬ غمخواری

بسپاریم  به هم

بسراییم به آواز بلند

شادی روی تو!

ای دیده به دیدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه

عطرافشان

گلباران باد.

 

نوشته شده توسط آرش رحیمیان در 5:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم مرداد 1387

قدرت اندیشه

 


پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود
.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 8:54 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

تصادف باور نکردنی


 

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است .

 تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد .

 در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند .

 اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم .

همه چيز براي ورود تو  روبراهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه .

 

   نویسنده : ناشناخته

                                                         سلامت شاد و موفق باشید

                                                      در پناه خالق یکتا

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 11:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

مهربانی همیشه ارزشمندتر است


بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود. 
 

بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد....

زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند. 
 
 

بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 11:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

شهر توریستی

شهر توریستی .....!!!!!!!!!!! آیا فکر میکنید تا معیارهای آرمانی توریسم فاصله ی کمی داریم

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 10:2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

زندگی دانشجویی

زندگی دانشجویی مغز را فعال و مبتکر میسازد .استفاده از اتو به جای اجاق  یه نمونه از اونه :

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

کارت قرمز

گرید و سوزد و افروزد و نابود شود

هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی

 http://www.bestfoto.blogfa.com/

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

پارکینگ

استفاده ی صحیح و بهینه از پارکینگ

 

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

جرات داری وایستا

بعضی وقتها می خونیم که جمعیت دختران بیشتر از پسرهاست یامیانگین  سن ازدواج دختران بالا رفته

آخرش هم معلومه اینجوری باید بشه :(البته برای یکی دو هفته اول شاید بعضی ها بدشون نیاد وایستن )

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

سلام

چون عکسی که چند کوچه پایینتر بود قابل رویت نشد برای بعضی بروبچ این عکس رو که تو همون مایه های ازدواج عاشقانه است تقدیم میکنم

.:30negah.blogfa.com:.

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 8:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

قطعه

این قطعه رو امروز بعداز تماسهای تلفنی که با سهیل بهرامی کارمند بانک ملی رامسر و حسین حسن نژاد داشتم و دعوتشون کردم به وبلاگ بیان سرودم و الان تقدیم میکنم :

                                              کلاسی دیگر...

روزگاری در کلاسی پر زمهر

ساده و بی غل و غش سرشار شور

گرد هم خوشحال و فارغ از جهان

همچو دریایی خروشان پر ز نور

سالهایی خوب و خوش بر ما گذشت

با امید و با محبت  با سرور

بعد از آن دست فلک این جمع را

کرد با خشم و غضب از هم به دور

هرکدام در گوشه ای از زندگی

کرده خودرا با زمانه جفت و جور

فارغ از یکدیگرو درگیر کار

گشت با زیرو بم دوران صبور

لیک اکنون در کلاس دیگری

آمدند از ره رفیقان فکور

یک به یک با کوله باری پر زمهر

آمده با ارمغانی همچو مور

تا که از نو درسها از برکنیم

درسهایی تازه از شعر و شعور

درسهایی از کتاب تجربه

 از وفا-  لبخند- از عشق و عبور

بار الها !جمع ما را جمع دار

تا بماند همچنا ن بر تو شکور  

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

تيزهوشي يک مادر شوهر زرنگ!

 


خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.

او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد. مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم كه شما چه فكري مي كنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم‎ . "
حدود يك هفته بعد‎ ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي كه مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فكر نمي كني كه او قندان را برداشته باشد ؟‎ " "خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد‎."

او در ايميل خود نوشت‎ : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم كه شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است كه قندان از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده‎ . " با عشق، مسعود
روز بعد ، مسعود يك ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود‎ : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است كه اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا كرده بود‎. با عشق ، مامان

نوشته شده توسط بهروزاحمدخانی در 3:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

طالع بینی این هفته

فروردين(بره)
شما هميشه در ميهماني ها گل سر سبد هستيد ، و حلا ممکن است اين ميهماني به خصوص و با شکوه در خانه خودتان برگزار شود ! افرادی را به منزلتان دعوت نماييد که ارزش دوستي را برای شما دارند . ممکن است به همراه شخصي عزيز سفری داشته باشيد ، شخصي که هميشه به علاقمند بوديد . اين سفر يکي از پرحادثه ترين و ماجراجويانه ترين سفرهای عمرتان خواهد بود . اين نيمه زماني بسيار مساعد برای ابراز علاقه به شخص مورد علاقه تان محسوب ميشود.
 
ارديبهشت(گاو)
به نفع شماست که راحت از کنار مسائل عبور کنيد . هر چند انجام اين کار برای شخصي مثل شما بسيار دشوار است ، ولي لازم است اجازه دهيد که زمان مشکلات زيادی را حل کرده و مسايل راه تدريجي خود را طي کنند . سرنوشت و تقدير بهترين ها را برايتان رقم ميزنند . در انتظار بروز مشکلات مالي باشيد . در مورد هر کاری ابتدا مشورت نماييد در غير اين صورت با هزينه های سرسام آوری مواجه خواهيد شد . قطعا" مايل نيستيد چنين بلايي سرتان بيايد ، پس هوشيار و آگاه باشيد.
 
خرداد(دو پيکر)
اين هفته برای شما به منزله وفور و نعمت و فراواني محسوب ميشود . در اين هفته ميتوانيد با خيالي راحت به همراه همسرتان به ديدار ديگر شهرها برويد . حقيقتا" چنين سفری آن چنان به رابطه شما دو نفر استحکام ميبخشد که حتي تصورش را هم نميکرديد . اگر مجرد هستيد ، اکنون زمان مساعد برای همسری دلخواه در شهرهای دور فرا رسيده است . به احتمال زياد در اواخر اين هفته اعضای خانواده تان حرفهاي زيادی راجب خواستگار اخيرتان خواهند داشت . شايد بهتر باشد که گوش دل و جان به حرفهايشان بسپاريد .
 
تير(خرچنگ)
در جستجوی زيبايي ها هستيد . بهتر است اگر قصد دل بردن از همسرتان را داريد ، شب هنگام شام مورد علاقه اش را برايش تهيه کرده و شمعي روی ميز روشن نماييد ، مطمئنا" به اين ترتيب ترفندتان کارساز ميشود . در اواخر اين هفته با تغيير ناگهاني شخصيت مواجهه خواهيد شد ، پس از لحظه لحظه فرصتها نهايت لذت را ببريد . با فرا رسيدن فصل بهار ، احساس عجيبي به شما دست ميدهد . شما هميشه عاشق خانه و خانواده هستيد . حتي المقدور ، برای انجام وظايف تان ، اوقات خاصي را در نظر بگيريد .
 
مرداد(شير)
امسال روی خط خوش شانسي و موفقيت هستيد ، اگرچه بخت و اقبال به شما رو آورده است ، ولي نميتوانيد روی زمان وقوع آنها حساب کنيد . در اين هفته حداکثر استفاده را از عشق و علاقه اطرافيان ببريد ، چراکه فرصت و دم غنيمت است . در حين صحبت کردن ، حتي المقدور ، کلمات و لغات را گل چنين نماييد تا برای شنونده هايتان منبع الهام قرار گيرد . بگذاريد دوران و اوقات ناامن و ناسالم طي شوند و بعد خطرپذيری کنيد . در اين هفته در اوج خواهيد بود و اوضاع بر وفق مرادتان پيش ميرود .
 
شهريور(خوشه)
آيا اصلا" امکان دارد که دوست داشتني تر از موقعيتي باشيد که اکنون هستيد ؟! در اين ماه از نظر همه زيبا و باعظمت جلوه ميکنيد و از اين بابت به خود ميباليد . برگزاری يک جشن باشکوه و بزرگ علاقه تان را به همه طرفداران و دوستداران خود نشان دهيد . حتم داشته باشيد که سخاوت و بذل و بخشش پاداش خاص خودش را به همراه دارد . بدانيد که انتقادهای رک و صريح ميتوانند به دعوا و مرافعه منجر شوند ، پس قبل از صحبت کردن حرفها را خوب مزه مزه کنيد و مراقب حرکت زبان در دهانتان باشيد .
 
مهر(ترازو)
همواره اين مثل معروف را به ياد آوريد : زماني که دوستانتان پشت سرتان حرف ميزنند ، حتم داشته باشيد که در مسير صحيحي در حال حرکت و پيشروی هستيد . بهتر است به مکانهايي برويد که جو اجتماعي مناسبي برای خيالپردازی های شما وجود داشته باشد . بخاطر توانايي ها و لياقت های حرفه اي و تخصصي ويژه تان مورد تحسين قرار ميگيريد . لازم است که پله های مشترک و جمعي را يکي يکي بالا برويد ! در آن صورت قادر ميشويد که موفقيتها را از آن خود کنيد .
 
آبان(کژدم)
بار و بنه و چمدانهايتان را ببنديد ، چراکه سفری جالب به سرزمينهای دور خواهيد داشت . حتم داشته باشيد که سفرتان مملو از گيرايي و فريبندگي خواهد بود . بهتر است که اواخر هفته زمان زيادی را فقط به خودتان اختصاص دهيد ، ميتوانيد مرخصي کاری بگيريد و به استراحت بپردازيد . حالا با پول خود ميخواهيد بکنيد ؟ خريدن يک اتومبيل جديد ميتواند کار عاقلانه ای به حساب آيد ، به شرط آن که با آن به اعماق دريا نرويد و هر دو دست تان را محکم روی فرمان اتومبيل نگه داريد !
 
آذر(کمان)
دست از بلند پروازی و جاه طلبي های بيحد و حصرتان برداريد ، چراکه زمان تمرکز فرا رسيده است . در اين ماه آن چنان جذاب و خواستني خواهيد بود که همه مشتاقانه گوش به فرمان شما هستند . حتم داشته باشيد که عقايد و نقطه نظراتتان فوق العاده هستند ، پس با اعتماد به نفس کامل بر مشکلات غلبه نماييد . به احتمال زياد مسايلي که باعث محدوديت شما بودند ، حالا عاقبت به نحوی از سر راه تان رفع ميشود که قادر به پيشروی خواهيد شد . به پيشروی ادامه دهيد و پذيرای تغيير و تحولات آينده باشيد .
 
دي(بز)
کمي صبر و تحمل داشته باشيد ، حتم داشته باشيد که همسرتان شما را به مکاني ميبرد که قبلا" حتي رنگ آنجا را هم به خود نديده بوديد . ولي همواره در آرزوی سفر به آنجا بوديد . حداکثر استفاده را از عمرتان ببريد . به احتمال زياد در اواخر اين هفته ارتباط تان با شوهرتان خوب پيش نخواهد رفت ، پس هر آنچه را در دل داريد به زبان آوريد و از ادا و اصول کاری جدا" خودداری کنيد . تغيير و تحولي ناگهاني در شما ايجاد خواهد شد که لازم است در آن صورت با دقت به ندای دلتان گوش فرا دهيد .
 
بهمن(دلو)
به احتمال زياد ، در اواخر هفته فرصت های بسياری در پيش رو خواهيد داشت . اگرچه همواره فرصت هايي را خوب تلقي ميکنيد که قبلا" تجربه کرده ايد . مطابق معمول ، هيچ ترس و واهمه ای از پيشروی در زندگي تان به خود راه نمي دهيد . بخصوص در اين هفته . همسرتان پيش از پيش به تحسين شما ميپردازد و شما را مظهر عشق و زيبايي تلقي ميکند . البته گهگاهي اين ستايش ها و تحسين ها شما را معذب ميکنند ، ولي بهتر است که پذيرای آنها باشيد و دم را غنيمت شماريد .
 
اسفند(ماهي)
این هفته مراقب حس جوانیتان باشید که الهه عشق مقدمات یک دلباختگی آتشین را برایتان فراهم میسازد. نسبت به شخصی که سعادت شما را تامین کرده است کمی ملاحظه کار و مهربان باشید. کمکهای مالی در پیشرفت و توسعه کارتان موثر خواهد بود. جواب بعضی از نامه هایتان بنا به دلایلی به تاخیر می افتد. یک آزمایش سخت را با موفقیت و به آسانی می گذرانید. به مسافرت دلخواه روانه میشوید و به انجام کار خیر مطمئن باشید .
نوشته شده توسط بهروزاحمدخانی در 12:59 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

این هم یک ازدواج عاشقانه

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:24 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

این هم یه مسابقه ی زن ذلیلی در چین

 

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

قابل توجه مخالفان زن ذلیلی - اگه جرات دارین مدعی مرد سالاری بشین

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

مطلب تازه ای نبود  ترجیح دادم با یاد آوری اولین مطلبی که بهروز عزیز برای افتتاحیه وبلاگمون آورده بود و تنها دوستی که نظر داد و الان اصلا افتخار حضور نمی ده تشکری کرده باشیم از این دو عزیز :

سلام

خیلی وقت بوددنبال جمع کردن بچه ها دور هم بودم که بالاخره یواش یواش با آرش و محمد وبهمن داریم بچه هارو تو فضای مجازی اینترنت دور هم جمع میکنیم

منتظر بقیه دوستان هستیم

تشریف بیارین خوشحال میشیم

چهارشنبه شبها ساعت ۲۲ تو یاهو مسنجرمنتظر دیدارتونیم

بهروز احمدخانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط بهروزاحمدخانی  
 
 

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

نیایش

گفتم: خسته‌ام    

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله    

        .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای! 

گفت: فاذکرونی اذکرکم     

         .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ 

    گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

       .:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ 

   گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

       .:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم    

         .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم     

        .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.

 

گفتم: دلم گرفته  

گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا     

       .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشند (یونس/58) ::.

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   

گفت: ان الله یحب المتوکلین     

      .:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.

 

گفتم: خیلی چاکریم!   

ولی این بار، انگار گفتی: حواست را  خوب جمع کن! یادت باشد که:

      گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

     .:: بعضی از مردم خدا را  فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

     گفت: فانی قریب

         .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

     گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 

          .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

      گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

           .:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

     گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

         .:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری  می‌توانم بکنم؟     

     گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

        .:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگر روی توبه ندارم 

     گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب    

         .:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::..

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟ 

       گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

            .:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟ 

گفت: و من یغفر الذنوب الا الله      

           .:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ...  توبه می‌کنم

      گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

         .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     

     گفت: الیس الله بکاف عبده

          .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟ 

      گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

         .:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان  است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد 

     گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه   

         .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم 

      گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید

         ..:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

 

گفتم : ...

      گفت : ... 

 

برگرفته از اینترنت

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 3:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

وصف پیامبر گرامی اسلام(ص)


 

ماه فرو ماند از جمال محمد

                         سرو نباشد به اعتدال محمد

  قدر فلک را کمالو منزلتی نیست

                            در نظر قدر با کمال محمد

  وعدهی دیدار هر کس به قیامت

                        لیلهً اَسری،شب وسال محمد

  آدم و نوح و خلیل و موسی وعیسی

                          آمده مجموع،در ظلال محمد

  عرصهً گیتی،مجال همت او نیست

                          روز قیامت نگر،مجال محمد

  وانهمه پیرایه بسته،جنت فردوس

                       بو که قبولش کند،بلال محمد

  همچو زمینخواهد آسمانکه بیفتد

                         تا بدهد بوسه،برنعال محمد

  چشم مرا تا به خواب دید جمالش

                  خواب نمی گیرد،از خیال محمد

  سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

            عشق محمد بس است و آل محمد

                                                                 سعدی

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 2:53 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم مرداد 1387

یکی بود یکی نبود کی بود یکی نبود

روزی روزگاری یه سرو داشت با یه نی حرف میزد.

 بهش گفت: من دلم خیلی برای تو میسوزه. آخه تو به این نحیفی و لاغری و ضعیفی، چرا باید همیشه کنار رودخونه ها سبز بشی، که وقتی یه نسیم کوچولو هم بوزه تو اذیت بشی و همش در هراس و تب و تاب باشی؟

ولی من با قد بلند و ریشه های محکمم در مقابل شدید ترین طوفان ها مقاومت میکنم و خم به ابرو نمیآرم.

 ای کاش که تو به جای رودخونه و دریا، یه جایی زیر سایه ی من رشد میکردی تا  شاید من میتونستم ازت محافظت کنم.

  نی لبخندی زد و گفت: تو به من محبت داری، ولی من اصلا مشکلی ندارم. بادها هر چی هم که قوی باشند، من در مقابلشون خم میشم و هیچ اتفاقی برام نمی افته. پس تو دلواپسم نباش.

  سرو گفت: آخه...

 نی گفت: آخه نداره، زمان همه چیز رو روشن میکنه.

 چند وقتی گذشت یه روز یه طوفان خیلی خیلی شدید آغاز شد. طوفانی که هیچ کس تا اون موقع، نظیرشو ندیده بود.

 تا اولین باد های طوفان وزیدن گرفت، نی خم شد و تا سطح آب اومد پایین. طوفان شدید و شدیدتر شد و نی از جاش تکون نخورد.

  سرو مرتب به این سو و اون سو کشیده میشد. طوفان شدیدتر شد و باد اونقدر قدرتمند به تنه ی سرو خودش رو کوبید، که سرو بیچاره رو با تموم ریشه هاش از جا کند...

نوشته شده توسط سیدمحمدبنی مهد در 2:49 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم مرداد 1387

جواهرده در اینترنت

www.ece.ubc.ca/~yasserp/Guilan.html

جواهرده فراتر از ابرها

 

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم مرداد 1387

رباعی

درودی دیگر

با اجازه یک رباعی از سروده های چند سال پیش خودمو که در اون چشم و ابرو به چهار مصرع (دو بیت)از یک رباعی تشبیه شده را تقدیم دوستان و دوستداران شعر میکنم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید:

" رباعی شور انگیز "

ای چشم تو بیتی زتماشاگه راز !        ابروی توبیتی دگر از جلوه ی ناز !

در حسرت آن رباعی شور انگیز         گشته دل من  دفتری از شعر نیاز

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 8:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم مرداد 1387

سلامی دیگر

با سلام به  همه عزیران

   عید مبعث بر همه دوستان مبارک باد.

 

   شادو پیروز باشید.

نوشته شده توسط بهروزاحمدخانی در 12:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

بفرما کیک

منبع :این..... تر....... نت

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

سلامی دیگر

اینهم نمایی از رامسر سه هفته قبل تقدیم به دوستدارانش که از آن دورند و همیشه همراه آن

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 9:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

مبعث

مبعث :انتخاب بهترین معلم و راهنمای بشریت مبارک باد

ای قبله ی آسمان سرایت                 جان من و صد چو من فدایت

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 8:56 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

یاد اون روزها به خیر ......طبق استعداد خدادادی گاهی  یه ناخنکی تو نقاشی و کاریکاتور هم میزدم اقای قدسی یادش به خیر چهره ی راحتی داشت برای به قلم کشیدن به یاد اون روزها امروز یه تصویر از او رو میارم که یک ساعت پیش توی دفتر نقاشی دخترم کشیدم ...البته اصلا قصد مزاح یا اهانت به این دبیر بزرگوار رو ندارم فقط خواستم یاد شیطنت بازی های اون سالهارو زنده کنم گرچه زیاد هم شبیه نشد

نوشته شده توسط سعیدمیرطالبیsaeid در 7:59 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

مبعث حضرت ختمی مرتبت عقل کل محمدبن عبدالله(ص)رابه عموم

مسلمانان جهان اسلام خاصه به همه دوستان عزیز وارزشمندم که در

این وبلاگ فعال هستند تبریک وتهنیت عرض مینمایم .

بامیدظهوریوسف حضرت زهرا(س)کوچک وارادتمندهمه دوستان مهربانم

بصیر

نوشته شده توسط بصیرعبداله پور در 5:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

تبریک

مبعث عقل کل حضرت محمدبن عبدالله

(ص)رابه همه مسلمانان جهان

اسلام خاصه دوستان عزیزو  ارزشمندم

تبریک

وتهنیت عرض مینمایم.

 

به امید ظهور منجی

 

عالم بشریت.

 

نوشته شده توسط بصیرعبداله پور در 5:31 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

سلام به تمام دوستان

من هم اومد و در آینده بیشتر مینویسم

 

نوشته شده توسط امیرآرتنگ در 0:34 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •