دوشنبه ششم خرداد 1387
رامسر بعد از 8 سال قسمت نهم
شنبه ساعت ۴ بعد از ظهر بود که عمویم (حسن رحیمیان )به من زنگ زد . گفت کار خاصی داری؟ گفتم نه . گفت بیا با هم بریم دوری بزنیم من هم رفتم. با هم به جایی رفتیم که در رامسر تله کابین میسازند و عمو سراغ کسی به نام آقای نجفی رو گرفت .ایشون صاحب و سازنده این تله کابین هست .در دفتر کار ایشون مدتی نشستیم و چای خوردیم و عمو با ایشان در مورد جیزهای مهمی صحبت کرد که در رابطه با طرح هایی در رامسر بود .آقای نجفی به نظر من آدم بسیار مثبتی هست و هدفش فقط سرمایه گذاری برای سر مایه دار شدن نیست بلکه همانطوری که خودش گفت توسعه و آبادانی رامسر هم هست و گفت امروزه با ساخت و ساز و فروش ساختمان خیلی راحتتر و سریعتر آدم سرمایه دار میشه ولی چنین طرحی مثل تله کابین یک اثر ماندگار هست.
بعد از آن با عمویم به سرولات رفتیم و در رستوران دنجی که چشم انداز زیبایی داشت چیزی صرف کردیم.
دوشنبه ششم خرداد 1387
همشهری سلام
خوشحالم که با ما در ارتباط هستید و نوشتید که هفت سالی هست که به رامسر نرفتید.من هم تا چند وقت قبل دقیقا شرایط شما رو داشتم ولی اخیرا چند روزی در رامسر بودم .باید اعتراف کنم که از صبح زود که بیدار میشدم تا آخر شب که در رختخواب قدیمی مان میرفتم فقط لذت بردم که اصلا قابل وصف نیست.من به شما توصیه میکنم که در صورت امکان سری به رامسر بزنید حتی برای چند روزی که شده .![]()
دوشنبه ششم خرداد 1387
سمینار توسعه رامسر
پنجشنبه ۱۰/۳/۸۷ (همین هفته) سمیناری تحت عنوان رامسر ُدیروزُامروزُفردا توسط کانون توسعه رامسر برگزار می شه که من هم تو این سمینار یک سخنرانی با عنوان "توسعه رامسر "دارم صحبت من ساعت ۵ بعد از ظهره و فکر کنم در مجموع حدود یک ساعت باشه اگه دوستان افتخار بدن بیان خوشحال می شم مکانش هم بلوار فرودگاه سالن شهید سلیمان نژاده (فکر کنم سالن امتحانات نهاییه سال چهارمه)
تو این سمینار من مختصری از امکانات موجود رامسر می گم و قسمت عمده مطالبی که جمع آوری کردم درباره جایگاه رامسر در سند توسعه استان .بودجه عمرانی رامسر. سند گردشگری الکترونیکی رامسر و ... است که الان دارم کاملش می کنم
شاید وقت داشته باشم و توسایت هم ممکن باشه کلش رو تو وبلاگ بذارم
دوشنبه ششم خرداد 1387
کی میره رامسر
برای ۱۷-۱۴ خرداد کی میره رامسر اگه بشه هماهنگ کنیم همدیگر رو ببینیم
یاحق...................التماس دعا
یکشنبه پنجم خرداد 1387
وبلاگ مهر
دوستان سلام
بعد از مدتها که ذوق مثلا شعر گفتنمون به خواب غفلت رفته بود
حضور صمیمانه ی دوستان طی یکی دوروز اخیر امروز منو کوک کرد
که قطعه ای هرچند ناشیوا و دست و پاشکسته ولی در حد
وسع افکار مغشوشم سرهم کرده و تقدیم کنم :
وبلاگ مهر 69
آن روزهای خوب و سرشار سرور
روزهای بی خیالی و تخیل
روزهای اوج دل
در پهنه ی عشق و عبور
روزهای دلهره
در لحظه های آزمون
روزهای اضطرابی شاد و روح انگیز
روزهای "طرح کاد " و شادی از
آزادی یک روزه از درس وکتاب
روزهای ناب ناب
روزهای چشمک و لبخند و ناز
درنیمه راه مدرسه
روزهای شیمی و سه هاش او هاش (CH-OH)
دیفرانسیل
روزهای هندسه
روزهای جیم شدن گاهی پس از زنگ نماز
روزهای سادگی
بیرنگ بودن بی ریا
روزهای غوطه در ناز و نیاز
آن روزها رفتند .....
.....آن روزهای پاک و نامیرا
ولیکن ....
ای تو !
ای من!
ای همان یار پریروز و همیشه !
باید اکنون بازگردیم و در وبلاگ مهر شصت ونه
با همان سرپنجه ی رویایی امواج عشق و دوستی
بار دیگر
لحظه های سادگی را
جامه ای از خاطره در بر کنیم ...

عکس بالا (غروب دیروز رامسر ۴/۳/۸۷) رو که تازه از تنور در اومده تقدیم میکنم
به همه ی دوستان عزیزم وتمام اونهایی که منت میذارن وبه وبلاگمون سرمیزنن
بدرود ....تادرودی دیگر
یکشنبه پنجم خرداد 1387
رامسر بعد از 8 سال قسمت هشتم
روزگار به کام
شنبه چهارم خرداد 1387
خاطرات آرش
متاسفانه این بار نتونستم تو رو ببینم اما با خبرها و نوشته های سایت برنامه ات رو دنبال می کردم
نوشتن خاطرات تو هم مثل خاطرات جهانگردان سده های پیش است انگار که ۸ سال خیلی تاثیر روت گذاشته و مواجه شدن با زندگی در اینجا یک کمی مدل عادی تو رو بهم زده اما واقعیت اینه که در اینجا همینجوری عمر را می گذرانیم و تلف می کنیم البته به نظر می رسه ناراضی هم نیستیم چون علاقه ای به ترک اون نداریم
انشاءالله تو هم بتونی زود به زود بیای تا دو رگه بشی !
من پس از عید نتونستم رامسر برم فکر می کنم تعطیلات خرداد فرصت خوبیه تا دوباره بچه ها رو ببینم
بهمن
شنبه چهارم خرداد 1387
تشکر از حضور دوباره عزیزان
خیلی از حضور دوباره عزیزان خوشحالم و از حضور خستگی ناپذیر سعید و آرش قدردانی میکنم.واقعیت این که من داشتم کم کم از نوشتن مطلب جدید خسته می شدم و با اینکه همیشه در کار به دوستان از جمله "خستگی را خسته خواهیم کرد"استفاده می کنم داشتم کم می آوردم.
حضورتان سبز و مستدام.
راستی قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر به طرفداراش مبارکباد.
شاد و پیروز باشید.
شنبه چهارم خرداد 1387
سلام به همه یدوستان
از سعید " آرش " سید محمد " مجتبی " بصیر و بهروز فعالان عرصه ی مجازی کمال تشکر رادارم.
بنده هم از قصوردربروزکردن مطالب عذر خواهی می کنم.
البته از بهمن انتظار بیشتری داشتم. او که در « دنیای مخابرات » سیر می کند" احتمال حضورش در اینترنت باید بیشتر باشد.
روز و روزگاران بر همه خوش باد. خصوصا تازه داماد.
شنبه چهارم خرداد 1387
چون آقا سعيد گل آدرس ميل و شماره خواسته بودند چشم .ما هم انجام وظيفه مي كنيم
۰۹۱۲۳۵۹۲۷۴۴ (دو رقم آخر چهل و چهار است)!
Mojtaba_kakvan@yahoo.com
شنبه چهارم خرداد 1387
سلام
باز هم فرصتی شد که مطلبی بنویسم مدتی بعلت مشغله بیش از حد نتوانستم به وبلگ سر بزنم و شرمنده همه دوستان و آرش عزیز هم هستم که با وجود اینکه در ایران بود نتوانستم ببینمش آرش جان به بزرگواری خودت ما رو ببخش امیدوارم باز هم فرصتی بشه که به ایران بیایی
از حضور گرم همه دوستان تشکر میکنم و تلاششان را به جهت روشن نگاه داشتن چراغ این وبلاگ میستایم امیدوارم در پناه حق و زیر سایه آقا امام عصر همیشه سرافراز و پیروز باشید.
یا حق ...................................التماس دعا
جمعه سوم خرداد 1387
چه انتظار عجيبي ....!
تو بين منتظران هم
عزيز من چه غريبي
عجيب تر كه چه آسان
نبودنت شده عادت
چه كودكانه سپرديم
دل به بازي قسمت
چه بيخيال نشستيم ! چه كوششي ، چه وفايي ...؟!
فقط نشسته و گفتيم :
خدا كند كه بياي
السلام وعلیک یا اباصالح المهدی
یاحق
التماس دعا
جمعه سوم خرداد 1387
رامسر بعد از 8 سال قسمت هفتم
جمعه سوم خرداد 1387
اول از همه مي بخشيد كه دير به دير به وبلاگ سر مي زنم !
دوم اين كه از آرش بخاطر ارسال خاطرات زيباش تشكر مي كنم ولي اين خاطرات زيبا مثل سريالهاي پر طرفدار تلويزيوني درست در جاهاي حساس به جلسه بعد موكول مي شود! امر جان به سر بوكورده![]()
از آقا سعيد گل بخاطر اشعار زيباش كمال تشكر را دارم ![]()
از همه دوستان متشكرم.به اميد موفقيت روز افزون![]()
پنجشنبه دوم خرداد 1387
رامسر بعد از 8 سال قسمت ششم
به سادات محله رفتیم و در آنجا همسر و دختر سعید رو دیدم .با آنکه چند روزی از بچه های خودم دور بودم ولی احساس دلتنگی نسبت به اونها داشتم .دختر ناز سعید رو بغل گرفتم و با هم چند عکسی گرفتیم .من ساعت ۵ قرار بود برام مهمان بیاد و متاسفانه همه چی هول هولکی شد زمان کوتاه بود ولی خیلی لذت بردم .
از آن به بعد سعید با من تماس داشت و ما همدیگه رو دوباره دیدیم و همینطور دوست عزیز بهروز که در آینده براتون مینویسم
چهارشنبه یکم خرداد 1387
اینهم چندتا عکس کارتونی تقدیم به همه ی نوگلای عزیز یاران ۶۹
که درآیند ه انشاا...ادامه دهنده ی این وبلاگ باشند با آرزوی شادی و
سلامتی برای همشون (البته فکر کنم والدینشون بیشتر دنبال کارتون باشند )
واسه همین چند تا ازتصاویر کارتونی نسل قدیم هم گذاشتم:








چهارشنبه یکم خرداد 1387
سلام بر همه آنها که هستند و نیستند وآنها که نیستند وهستند
نمایی از برج "آرامش " واقع بر فرز اربه کله رامسر در یک روز برفی که توسط
این حقیر به تصویر کشیده شده تقدیم به آنها که شیفته ی طبعتند و دلتنگ رامسر
چهارشنبه یکم خرداد 1387
رامسر بعد از 8 سال قسمت بنجم
ادامه دارد....

